ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا
علیرضاIf you gaze for long into an abyss, the abyss gazes also into you. Friedrich Nietzsche
علیرضا
علیرضا
خواندن ۴ دقیقه·۴ سال پیش

چطور در 《مدرسه》"حکومت" کنیم یا پدرخوانده ی "مافیا" ی خود باشیم

خب چون مدارس نزدیکه و(باز آمد بوی گند مدرسه) از الان که ایده ی این متن به ذهنم رسید دارم برای یک ماه آینده طرح میریزم که به هر حال از طریقی پسر باحاله ی مدرسه بشم(که قدرت داره! داره حکومت میکنه به یه بخشی یا پدرخونده ی مافیای خودشه ولی همه ی این ها توی پرانتزه و در ظاهر فقط باحال بودنه دیده میشه)



پیش نیاز

به هر حال کار های بزرگ یه پیش نیاز کوچیکی لازم داره و اینجا من بهش می پردازم:

علاقه، اعتماد به نفس، توانایی رهبری و مدیریت، توانایی صحبت در جمع، عدم نیاز روحی به "در سایه بودن"

اگه علاقه‌مند به این مبحث اید و پیش نیاز رو دارید ادامه ی پیش نیاز رو رد کنید و برید سر اصل مطلب

پیش نیازی که گفتم مثل ابزاره و شیوه ی استفاده ش به روش خودمو براتون شرح میدم

فوق محرمانه! همچین ایده ای رو از روی ساده لوحی با دوستاتون به اشتراک نزارید چون یا اونا مافیا میسازن شما میری زیر سلطه، یا رقیب برا خودت درست کردی و یا حداقل چند تا حامی رو که نمیخوان زیر سلطه ت باشن از دست دادی!
فوق محرمانه! همچین ایده ای رو از روی ساده لوحی با دوستاتون به اشتراک نزارید چون یا اونا مافیا میسازن شما میری زیر سلطه، یا رقیب برا خودت درست کردی و یا حداقل چند تا حامی رو که نمیخوان زیر سلطه ت باشن از دست دادی!

علاقه:

مهمترین عامل برای شروع همچین کاری علاقه س! کیو دیده بودین از روی اجبار تو جایی مثل مدرسه دنبال قدرت باشه؟ من حتی آدم عادی زیادی هم ندیدم که تو مدرسه دنبال قدرت باشه.

اعتماد به نفس:

قطعا جلو رفتن برای حرف زدن و آشنا شدن با آدم های جدید و سر و کله زدن با معلم و مدیر اعتماد به نفس خاصی لازم داره که بعدتر بتونی باهاش قدرت رو دستت بگیری.

توانایی رهبری و مدیریت:

منو تصور کن در حالی که بین حدود پنج نفر نشستم و ممد داره وراجی میکنه ما هم گوش میدیم. بهش میگم اَه ممد! انقد چرت نگو نِفله! برو امیرو صدا کن بیاد کارش دارم. اونم میره! چون با جمعی که دورمه و توانایی مدیریتم تحت سلطه قرار میگیره.

توانایی صحبت در جمع:

واضحه!(علاقه م به توضیح واضحات رو متاسفانه از دست دادم)باید بتونی بین اونا حررررف بزنی!

عدم نیاز روحی به در سایه بودن

بعضی ها حالا به هر علتی دلشون نمیخواد زیاد تو فضای مثل مدرسه شناخته بشن و تو چشم باشن. خب اگه اینجوری ای که بیخیال یه خواسته ت شو: یا شناخته نشدن یا قدرت.



کسب قدرت:

یه توضیحاتی هم داشته باشیم از مطلب اصلی

دوست، دوست، باز هم دوست! دوستان زیاد!

خب من خودم شخصیتم[ENTP] جوریه که شاید با خیلیا نتونم کنار بیام و هرکسی ارزش رفاقت نداره.

ولی

من بین دوستی و رفاقت تفاوت زیادی قائل ام. شاید هرکسی از کلمه رفیق استفاده نکنه ولی من برا تعیین مرز ازش استفاده میکنم. برای مثال من برای تولد رفیقام(که دو سه نفر ان) کادو میخرم یا می برم شون کافه یا رستوران و.. ولی اونایی رو که دوست حساب میکنم شاید اگه یه حمایت اساسی درخواست کنن درخواست شون رو رد میکنم(رابطه عمیق نیست)

اول از کلاس خودتون شروع کنید. با کسایی که خصومت دارید مشکل رو با محبت(هرچند مصنوعی) حل کنید و هرچند مصنوعی تر "دوست" بشید. ایرادی نداره یکی دو نفر هم در جبهه مخالف تون باشن. بعد کم کم با دوست های دوستاتون ارتباط بگیرید و برید سراغ کل مدرسه.

اتصال به دفتر

خب اون جریان مسابقت نانوم که فک کنم دل مدیرو که کلا ازش بی خبره تبدیل به قلوه کنه!(هنوز منتظر نتایج نهایی ام)بیخیال بپر خط بعد!

چند تا مقام تو مسابقات و یک کم کمک تو ثبت نمرات یا خبر بردن از مدیر به معاون از این سر به اون سر مدرسه که کار های ساده و مفیدی ان(به جز اولی) نه حقارت داره و نه پاچه‌خواریه! کمک ساده س ولی ازت تو دفتر نام نیکو به جا می مونه و میشناسنت و همین که حمایت مدیر و معاون رو کسب کرده باشی سطح قدرتت رو به طور چشم‌گیری افزایش میده.

رابطه خوب با دبیران

این مورد شاید از عناصر کسب قدرت نباشه ولی از عناصر حفظ قدرت محسوب میشه چون یک دعوا با دبیر یا نمره ی کم به اعتبارت توی دفتر و بعد به قدرتت بین بچه ها آسیب میزنه.

حالا به چه دردی میخوره قدرت؟

یه عده هستن که حرفتو گوش میدن و به خواسته ت عمل میکنن!

کمتر کسی جرات میکنه دور و برت دنبال دردسر و دعوا باشه یا تو جمع نشون بده باهات مشکل داره

و دفتر مدرسه هم ممکنه کارش به جایی برسه که کارا بدون تو پیش نره! اینجوری همه دنبالتن و به نفع ته.

سلام، کانر هستم. پدرخوانده ی مافیای اینجا.
سلام، کانر هستم. پدرخوانده ی مافیای اینجا.




نکات آخر. از قدرت سوء استفاده نکنید(پند اخلاقی! هرکار دلتون خواست بکنین) از سلطه تون برای پیشگیری از دعوا استفاده کنین و یکی دوتا رفیق صمیمی تون رو هم تو قدرت شریک کنید و در نهایت لذت ببرید:)

مدرسه
۱۳
۲۵
علیرضا
علیرضا
If you gaze for long into an abyss, the abyss gazes also into you. Friedrich Nietzsche
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید