تبلیغ دین و فرهنگ و فکر، قلب تپندهی هر جریان فکری و اجتماعی است. بسیاری گمان میکنند برای جذب افراد باید بخشهایی از حقیقت را نادیده گرفت یا پوشاند. اما حقیقت این است که دعوت واقعی هیچگاه بر پایهی پنهانکاری بنا نمیشود. اگر پیام الهی یا فرهنگی با حذف و سانسور ارائه شود، دیگر «دعوت» نیست؛ بلکه تحریف است.
مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به صداقت نیاز دارد. او با هزاران پیام و تبلیغ درگیر است و تنها جایی میایستد که حقیقت را بیپرده بشنود. اعتماد وقتی شکل میگیرد که مبلغ، چیزی را از او پنهان نکند.
بسیاری از تکالیف دینی یا دستورات فرهنگی در نگاه نخست، سنگین یا دشوار به نظر میرسند. مخاطب ممکن است با خود بگوید: «چرا باید چنین کنم؟» در اینجا اقناع مقدمهی جذب است. هنر مبلغ آن است که فلسفهی هر حکم را نشان دهد، ارتباط آن را با نیازهای انسانی آشکار کند و گرههای ذهنی را بگشاید. وقتی پرسشها با دلیل و منطق پاسخ داده شوند، دیگر نیاز به حذف و پوشاندن نخواهد بود.
جذب در تبلیغ دین، به معنای دستکاری واقعیت یا انتخاب بخشی از حقیقت نیست. بلکه جذب یعنی نشان دادن افق روشن رشد و تعالی. انسانی که بداند دعوت دینی یا فرهنگی، پاسخی به نیازهای درونی و اجتماعی اوست، با اختیار و علاقه مسیر را برمیگزیند.
بزرگترین سرمایهی جریانهای فکری، پایبندی به اخلاق است. تبلیغی که بر فریب یا حذف بخشی از واقعیت تکیه دارد، دیر یا زود بیثمر میشود. اما تبلیغی که با صداقت، استدلال و شفافیت همراه است، حتی اگر زمان ببرد، ریشهای عمیق در جانها خواهد دواند.
تبلیغ دین و فرهنگ باید بر سه اصل استوار باشد: شفافیت، اقناع و اخلاق. اگر این سه اصل رعایت شود، حتی دشوارترین تکالیف نیز با رغبت پذیرفته خواهند شد. پنهانکاری نهتنها راهحل نیست، بلکه اعتماد مخاطب را نابود میکند. بنابراین، جذب در تبلیغ دینی و فرهنگی یعنی فراهم آوردن زمینهای عقلانی و قلبی برای پذیرش حقیقت، نه سانسور یا حذف آن.
در دنیایی که پیامهای فراوانی ذهن انسان را احاطه کرده است، تنها پیامی ماندگار خواهد شد که ریشه در صداقت داشته باشد.