Raha Emadipour·۲ روز پیشآن سوی وعدههابه آرامی رسیدی مثل عطر صبح باراننشستی گوشهی قلبم بدون هیچ پیماننه از روی هوس بود و نه از شوقی گذرگاهدلم دنبال نوری بود میان این شب کوتاهاگ…
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )·۹ روز پیشچگونه از خودِ کاذب عبور کنیم؟نقشهٔ راهِ گامبهگام از هویتِ دفاعی تا خودِ حقیقی---بسمه تعالیبنام یگانه صاحب جان یگانه خالق مهربان---یادداشت نویسندهنویسنده: مهدی امیراحم…
حسینی·۱ ماه پیشفصل هفتم :زیبایی کلام، صداقت نمی آورد اولش باور کرده بودم.نه کامل، نه بیقید، اما آنقدر که دلم بخواهد حرفهایش را جدی بگیرم.آدم وقتی با کلمات زیبا روبهرو میشود، مخصوصاً اگر…
rasgari·۱ ماه پیشخط قرمزهای یک رابطه سالمعشق، زیباترین و پیچیدهترین تجربه انسانی است؛ اما همین تجربه متعالی، بدون چارچوب و «خط قرمزهای» مشخص، بهسرعت میتواند به میدانی برای فرسای…
مهدی محمدزاده·۱ ماه پیشداستان «طعم تلخ تعریف»سعید همیشه میخواست «مرد مهربان» باشد. از جنجال میترسید و طاقت قهر کردنهای طولانی همسرش، سحر را نداشت...
مهدی محمدزاده·۱ ماه پیشداستان «زخمی که لازم نبود باز شود»مینا و آرش پنج سال بود ازدواج کرده بودند. زندگیشان معمولی ولی آرام بود؛ با دعواهای کوچک، خندههای ساده، و برنامههای مشترک برای آینده...
مجید حسنی·۱ ماه پیشلقمه گلو گیر!احتمالاً سریال قصههای مجید را به خاطر داشته باشید، سریالی که حال و هوای اصفهان داشت و مردمان شیرین زبانش... سریالی که مملو بود از اتفاقات…
parsax x·۲ ماه پیشوقتی بعضی آدمها حتی فرصت باور شدن رو ازت میگیرنخوب... میخوام یه چیزایی بگم، شبیه دلنوشته س. یه دختری بود، که مادر انتخابش کرده بود برای آشنایی قبل ازدواج . رفتیم کاملاً رسمی، قرار بود…