ویرگول
ورودثبت نام
امین
امیناحساس سوختن به تماشا نمی‌شود؛ آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم
امین
امین
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

بغض های جاودان

موضوع این نوشته در امتداد نوشته‌ی (( و این حس جدیدی بود))  هست
موضوع این نوشته در امتداد نوشته‌ی (( و این حس جدیدی بود)) هست

و این حس جدیدی بود

https://vrgl.ir/oCwbu


صبح را با بغضی بزرگ شروع کردم، شنیده بودم ارواح فراموش نمی‌کنند.

همیشه اولین سالگرد ها حس روز واقعه را دارند من هم امروز آشوب بودم درست مثل ۱۸ بهمن ۱۴۰۳

بعد از آن شب دیگر برایم سوال نشد که چرا پیرمرد ها قوز می‌کنند و چرا سکته قلبی علت شایع فوت مردان است.

امشب به مادرم گفتم که یک سال گذشته و اوهم گفت که آن شب را به یاد دارد، و خواست کمی در آن مورد با من حرف بزند، فشاری به گلو و چشم هایم وارد شد، تا همه چیز مانند آن شب تداعی شود.

درد های بزرگ لال اند، صدا ندارند، میروند در اعماق ذهن حک شده و همانجا بغض های جاودان متولد می‌شوند.

و بهمنی که دیگر ماه من نیست...


بلند شدم کمی قدم زدم، چاره ای جز نوشتن نبود...

۲۶
۸
امین
امین
احساس سوختن به تماشا نمی‌شود؛ آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید