ویرگول
ورودثبت نام
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
خواندن ۲ دقیقه·۱۶ روز پیش

شعر امروز ما

شعر فارسی فقط یک هنر نیست؛ یک حافظه‌ زنده است. زبانی است که قرن‌ها درد و شادی، ایمان و تردید، شکست و رؤیا را در خودش نگه داشته

این یگانه زیبای ما،هنوز هم، بی‌وقفه، نفس می‌کشد. از همان روزی که فارسی به شعر درآمد ، معلوم بوده است که قرار نیست فقط وزن و قافیه باشد؛ قرار است حس را حمل کند، تاریخ را روایت کند و آدم را، وسط شلوغی دنیا، ناگهان متوقف کند.

شعر فارسی از معدود میراث‌هایی است که هم‌زمان هم کهن است و هم تازه. می‌شود هزار سال عقب رفت و هنوز جمله‌ای پیدا کرد که امروز هم دقیقاً به دل بنشیند.

«بنی‌آدم اعضای یک پیکرند»

این فقط یک مصرع اخلاقی نیست؛ خلاصه‌ای از نگاه انسان متمدن امروز است که شعر را ابزار فهم جهان کرده، نه تزئین آن. یا آن هشدار همیشه‌زنده‌ی حافظ:

«آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است»

شعری که هم اندرز است، هم تجربه، هم اعتراف.

اما نکته‌ جالب این‌جاست: شعر فارسی فقط در گذشته نمانده. بر خلاف تصور رایج که همه‌چیزِ خوب را حواله می‌دهیم به «قدیما»، در پانزده تا بیست سال گذشته، شعر فارسی نسبت به بسیاری از هنرهای ایرانی رشد پیوسته‌تر و باکیفیت‌تری داشته. نه لزوماً پر سر و صدا، نه همیشه در رسانه‌های رسمی، اما واقعی، زنده و در حال تجربه.

لازم به تاکید منظور از شعر در این یادداشت همان متن های موزون و سرشار از تکنیک و حامل پیامهای ارزشمند اخلاقی اجتماعی عرفانی مذهبی و...است که توسط افرادی اهل ذوق و هنرمند خلق شده اند و هرگز متنهای اصطلاحا (ترانه) و یا حتی اگر با سواستفاده( شعر) را مدعی شوندنمیباشد .

شاعران این نسل، از جمله حامد عسگری و بهمن کاظمی، شعر را از برج عاج پایین آوردند و دوباره به کوچه و خانه و تجربه‌ زیسته برگرداندند. زبانی که هم صمیمی است و هم آگاه، هم روایت دارد و هم ضربه. در کنار آن‌ها می‌شود از شاعرانی مثل میلاد عرفان‌پور، محمدمهدی سیار، فاضل نظری، علیرضا آذر و چند نام دیگر یاد کرد که هر کدام به شکلی، مرز میان شعر کلاسیک و زیست معاصر را جابه‌جا کرده‌اند.

شعر امروز فارسی دارد چیزهای تازه‌ای را امتحان می‌کند:

روایت‌محوری، نزدیک شدن به زبان روزمره بدون سقوط به سطحی‌نویسی، بازی با فرم، و مهم‌تر از همه، صادق‌تر شدن. دیگر قرار نیست شاعر حتماً دانای کل باشد. گاهی فقط یک انسان است با تردیدهایش، با شکست‌هایش، با عشق‌هایی که کامل نشده‌اند. همین صداقت است که شعر را دوباره قابل لمس کرده.

شعر فارسی هنوز هم همان کاری را می‌کند که همیشه بلد بوده:

معنا دادن به چیزهایی که زبان معمولی از پس‌شان برنمی‌آید.

و شاید به همین دلیل است که در این سال‌ها، با همه‌ فشارها و شلوغی‌ها، شعر نه‌تنها کم‌رنگ نشده، بلکه آرام و پیوسته، جلو آمده. بی‌ادعا، اما ماندگار

شعر
۱۱
۰
امین ظاهری amin zaheri
امین ظاهری amin zaheri
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید