رابطه شکم و برنامه نویسی

یه جای کار میلنگه

همه ی تغییرات مثبت زندگیمو از اینجا شروع کردم

وقتی که تموم تلاشمو برای رسیدن به یه هدف انجام میدم ولی در رسیدن بهش مایوس میشم حتما این رو از خودم میپرسم، پیداش میکنم و حلش میکنم.

حدود 6 سال پیش تصمیم گرفتم پا بذارم توی مسیر سخت برنامه نویسی.اون زمان علاقه زیادی به برنامه نویسی داشتم و همینطور انرژی خیلی زیادی داشتم در حدی که با یه حساب تقریبی میتونم بگم حدود ۴۸۰ بار طلوع خورشید رو حین کد زدن دیدم(حدود ۱۶ ماه) ! و رکورد های عجیب غریبی از تعداد ساعت های کد زدن بدون وقفه پشت میز کامپیوترم دارم ( یه چیزی تو مایه ۱۸-۱۹ ساعت !! ) و این عدد های عجیبو غریب معیارم برای نشون دادن اراده و انگیزم به خودم بود :|
ولی امروز این عدد ها رو جزو اشتباهاتم توی مسیر رشدم میدونم.

وسط این همه سختگیری و پیگیری مستمر، یه وقفه بلند ( سربازی ) باعث شد از کیبردم دور بشم و فرصت فکر کردن و مرور این دوره طولانی سختو پر تکاپو رو پیدا کنم.
و برام سخت بود که ببینم نتیجه ی این همه تلاش اون موفقیت هایی که در نظر داشتم نبود.

با مرور و مقایسه ای که کردم دیدم در طول این ۶ سالی که گذشته، سرعتم کمتر شده بود، انرژی کمتری نسبت به اوایل داشتم، تمرکزم روز به روز کمتر شده بود، قدرت تحلیلم که نتیجه ای از قدرت تمرکز، انگیزه و حوصله تحلیل مسائل ( به شدّت پیچه در برنامه نویسی ) هست کمتر شده بود :(
و و و میتونم بگم حسرت نشاط و انرژی و سرعت پیشرفت اون روز های قبل رو میخوردم :|

چرا اینجوری شدم؟

کجای کار میلنگه؟

من که هر روز بیشتر تلاش کردم و این همه با این عددها و رکوردهام به خودم سختی دادمو ارادمو به خودم ثابت کردم ( باید توی پرانتز برای اعتماد به نفس خودم بگم که من موفقیت های کمی کسب نکردم و خودم رو آدم موفقی میدونم نکته اینه که وقتی خودم رو با گذشته خودم مقایسه میکنم نتایج برام ناراحت کننده ست).

این فکرها یه مدت زیادی ذهنمو مشغول کرد و الان میخوام نتیجه گیری هامو با شما به اشتراک بذارم شاید به دردتون بخوره

پس شروع کنم
به عکسای اون روزام که نگاه میکنم خیلی لاغر تر از الان بودم و اگر بخوام مقایسه کنم انرژی فعلی من خیلی کمتر از اون زمانه که این موضوع رو همه افرادی که اضافه وزن دارن تایید میکنن.

خیلی ساده ست من اگر اضافه وزن دارم یعنی "بدن سالم" ای ندارم

و این موضوعیه که سر نخ تمام مشکلاتی که پیدا کردم میرسه بهش

من بدن سالمی ندارم

پس تمرکز کافی ندارم

نشاط کافی ندارم

حوصله ی کافی ندارم

انرژی کافی ندارم

و مجموعه همه چیزهایی که نتیجه سالم نبودن منه، مانع رشد سریع، پیشرفت و رسیدن به هدف هامه تمام.

اینجاست که میتونم توضیح بدم چرا اون رکورد هایی که از تعداد ساعت های بالای کاری و شب تا صپ کار کردن براتون گفتم یه زمانی برام افتخار و نشونه ی ارادم بوده، الان توی ذهنم شده مسیر های اشتباه.

من طی این 6 سال با زیاد از حد کار کردن و هر روز چاق تر شدن به مرور سلامتی جسمی خودم رو کاهش دادم و خودم رو به جایی رسوندم که سرعت رشد و پیشرفتم اندازه لاکپشت بشه و احتمالا یه جایی متوقف میشه.

و غم انگیز ترین موضوع برای هر کسی که توی یه زمینه علمی و فنی داره فعالیت میکنه اینه که یه جایی حس کنه داره متوقف میشه و برای خودش یک سطح نهایی در نظر بگیره
مهم نیست تو چه سطحی باشی اگر سقفی بالای سرت باشه که بهش گیر کنی و متوقف بشی ینی "شکست" و من شکست نمیخورم پس اون اراده ای که از خودم سراغ داشتم رو متمرکز کردم برای بهبود سلامتیم

الان که دارم این مطلبو مینویسم بیشتر از ۱۰ ماه از این نتیجه گیری های ناراحت کننده میگذره و من از ۹۸ کیلو که اوج وزن من بوده رسیدم به ۸۲ کیلو

و البته این رو هم در نظر بگیریم که تعریف کلی یه بدن سالم جنبه های مختلفی رو شامل میشه که من روی جنبه های دیگه هم کار کردم ولی اولین و مهمترینش اضافه وزنم بود که براتون مثال زدم

حتی یه مقدار خیلی کم سالم تر شدن بدنم نتایج خیلی خیلی خوبی برام داشته

الان حس میکنم سرعت رشدم توی کارم خیلی بهتر شده

انرژی خیلی بیشتری دارم

و مهمتر از همه چیز اون سقف بالای سرمو چند صد متر هل دادم بالاتر و این روند برای من تازه شروع شده.


یه نکته ای که باید بگم اینه که شما ممکنه مثل من با مشکل اضافه وزن درگیر نباشید ولی اگر نشاط و انرژی کافی برای انجام کار هاتون رو ندارین یا زود به زود احساس خستگی میکنین یه جای کارتون توی سلامت بدنتون میلنگه ولی اگر مث من اضافه وزن دارین ( که ی نشونه خیلی واضح برای عدم سلامت کامل هست) این رو بهتون قول میدم که ضریب عملکردتون و سرعت دستیابی به هدفهاتون و در نهایت موفقیتتون در حال حاضر با وجود اضافه وزن یا بدن نا سالم هر عددی که باشه، با بدن سالم ده ها برابر میشه.