
بعد از ۴۶ سال از استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی و بالیدن در سایهی ولایت فقیه، هنوز هستند کسانی که جایگاه این نهاد الهی را درست درک نکردهاند. این عدم شناختِ درست، تنها محدود به طیفهای دور از انقلاب نیست. گاهی در بدنهی کارگزاران نیز دیده میشود؛ گاه از روی عنادورزی و گاه از روی جهالتی عمیق که با گذشت این همه سال، همچنان باقی مانده است.
هنوز پیکر مطهر رهبر شهید را به خاک نسپردهایم که میبینیم عدهای آمادهاند جایگاه رهبر مقتدر جدیدمان، سید مجتبی خامنهای، را به سطح یک کارشناس معمولی تقلیل دهند. کسانی که جرئت نمیکردند چنین نگاهی را در دورهٔ امام خمینی یا رهبر شهید ابراز کنند، اکنون در پوشش «نیاز به بررسی کارشناسان» میخواهند ولایت را از مسیر هدایت به حاشیهای بیاهمیت بکشانند.
این رفتار، بیشباهت نیست به همان روزهای تلخ پس از رحلت پیامبر خاتم (ص). هنوز پیکر ایشان به خاک سپرده نشده بود که اهالی سقیفه، ولایت امیرالمؤمنین (ع) را به «دوستداشتن» تقلیل دادند و خلیفهای برای مسلمین تعیین کردند که از سرِ قدرتخواهی شکل گرفت. اما این بار، سرنوشت به دست مردمی است که یک دورهی کوتاه اما تلخِ دوری از ولایت فقیه را پشت سر گذاشتهاند. مردمی که هنوز غم امام شهید را در دل دارند و حالا دهها برابر گوشبهفرمان ولیفقیهاند. هر پیام ایشان را با دقت میخوانند، از روی یقین به اینکه این پیامها، راهنمای روشنی در میان گردابهای فتنه است. مردم میدانند سعادت این نظام و رمز ماندگاری آن، در گوشسپاری به این ناصحِ امین است.
و اینگونه است که خداوند تدبیر میکند؛ با بصیرتی که در دل مؤمنان میرویاند، و با غیرتی که در برابر تحریفها برمیانگیزد.
برای ما، ولایت فقیه خط قرمز است؛ خط قرمزی که هرگز از آن کوتاه نمیآییم. نه فقط در گفتار، که در تمام رفتارمان آن را تبیین میکنیم. هرکه این مقام را بیاهمیت شمارد، یا نظر رهبر را نیازمند بررسی کارشناسان بداند و ایشان را مانند کسی بداند که نظری دارد که ممکن است رد یا تأیید شود، با تمام وجود در برابرِ او میایستیم. این ملت، شبی را به خیابان نیامده مگر به عشق ولایت. بیرون زده در خیابانها و میدانها، نه برای نظر کارشناسان، بلکه برای امام خامنهای شهید و امام خامنهای حکیم. این رهبر شهید بود که گفت ملت ما مبعوث میشود، نه جمعی از کارشناسان؛ که البته هنوز هستند کارشناسانی که درکی از این بعثت ندارند.
پس چگونه است که با این همه روشنی، باز هم ولایت فقیه را نمیشناسند؟ یا میخواهند ولایت فقیه را کنار بزنند و بدون آن کار کنند؟ گمان میبرند نظام میتواند بدون این چراغِ راهنما به پیش رود. اما ندانستهاند که رهبری، مانعی برای انجام کارها نیست؛ او بیانگر اصول است. رهبری فرمان نمیدهد، بلکه مسئولان و مردماند که با رجوع به ایشان، جویا میشوند تا مسیر را اشتباه نروند. ولایت فقیه، عالم به اسلام و تاریخ و وقایع است، دلسوزِ امت و بسیار شجاع است. کدام کارشناس میتواند چنین باشد؟ البته که واژهٔ «کارشناس» این روزها نقابی شده برای برخی تا هر کاری و هر سخنی را برای خود مجاز بدانند.
این گونه سخنان، با نوشتن یک یادداشت و توجیه آن، درست نمیشود. این صحبتهای برخلاف قانون، در رسانهها بهوفور منعکس شد و مورد توجه سلطنتطلبان قرار گرفت. آنها این سخنان را تأییدی بر این پندار غلط یافتند که «رهبری نیز نوعی سلطنت است» - پنداری که متأسفانه برخی مسئولان کشور نیز به آن دامن میزنند.
در حالی که اگر قرار بود این حرفها اصلاح شود، خودِ ایشان باید در فیلمی صریحاً آن را بیان میکردند؛ اما چنین نشد. ما نمیپذیریم که از کنار چنین سخنی به راحتی گذشت شود. این کوتاهی، نه یک اشتباه ساده، که نشانهای از بیتوجهی به جایگاه رهبری است.
اکنون، تنها اقدام درست از سوی آن مسئول، استعفا است. چراکه ادامهٔ حضور چنین شخصی در مسئولیت، اعتماد عمومی را خدشهدار میکند و این پیام را به دیگران میدهد که میتوان از کنار خطاهای بزرگ به سادگی عبور کرد. وفاداری به مسیر ولایت، اجازهٔ مماشات با این تحریفها را نمیدهد؛ چراکه سکوت در برابر چنین خطایی، خود نوعی پذیرش آن خواهد بود.
نویسنده: هستی شاهین، ورودی ۱۴۰۳ مهندسی پزشکی، مسئول واحد فرهنگی - عقیدتی انجمن اسلامی امیرکبیر