سکوتِ اسلحهوار
یک جمله هست که باید همین حالا بشنوید
و با خودتان ببرید:
موسیقی، ریهٔ جمعی ماست.
وقتی ریه بسته شود، نفسِ ما قطع میشود.
این متن،
برگرفته از یادداشتی است از انوشیروان پویان،
آهنگساز و نوازندهٔ پیانو،
منتشرشده در *روزنامهٔ آرمان امروز*.
اما آنچه میشنوید،
خبر نیست.
تحلیل نیست.
این صدایِ چیزیست که دارد از ما گرفته میشود.
در جایی از این جهان،
موسیقی را خاموش کردند.
نه آرام.
نه تصادفی.
بلکه دقیق، حسابشده، و قطعی.
آنها ساز را نگرفتند؛
نَفَس را گرفتند.
موسیقی، ریهٔ جمعی ماست.
این را فراموش نکنید.
تصور کن خانهای را
که چراغش را خاموش کردهاند.
دیوارها هنوز ایستادهاند.
درها هنوز سرِ جایشاناند.
اما نور رفته است.
حالا تصور کن
شهری را
که صدایش را خاموش کردهاند.
وقتی موسیقی نباشد،
آدمها حرف نمیزنند؛
فقط کنار هم زندگی میکنند.
بیتماس.
بیخاطره.
بیهمدلی.
کودکی را تصور کن
که هرگز با لالایی نخوابیده.
هرگز با ترانه بازی نکرده.
هرگز صدای آوازِ انسانی دیگر را
در گوشش نگه نداشته.
آن کودک،
فقط «بیموسیقی» بزرگ نمیشود؛
او بیتمرینِ احساس بزرگ میشود.
و جامعهای که احساس تمرین نکرده باشد،
خیلی زود
خشونت را تمرین میکند.
در آن یادداشت نوشته شده بود:
وقتی موسیقی را حذف میکنی،
چیزی را حذف کردهای
که جایگزین ندارد.
چون موسیقی
نه تفریح است،
نه زینتِ زندگی.
موسیقی،
راهِ نفسکشیدنِ باهم است.
موسیقی، ریهٔ جمعی ماست.
وقتی ریه بسته شود، نفسِ ما قطع میشود.
این سکوتی که تحمیل میشود،
آرام نیست.
اخلاقی نیست.
بیطرف نیست.
این،
سکوتْ اسلحهوار است.
سکوتی که هدف میگیرد.
سکوتی که انتخاب میکند.
سکوتی که میداند
کجا بزند
تا صدا دیگر برنگردد.
نوازندهٔ خاموش،
فقط بیکار نیست.
او یک تاریخِ زنده است
که اجازهٔ حرفزدن ندارد.
یک آرشیو است
که هنوز نفس میکشد
اما حقِ صدا ندارد.
وقتی ساز را میشکنند،
فقط چوب و سیم نمیشکند؛
یک خاطرهٔ جمعی تَرَک برمیدارد.
وقتی آواز را میبندند،
فقط دهان بسته نمیشود؛
راهِ همدلی بسته میشود.
این فقط داستانِ یک کشور نیست.
این، داستانِ هر جاییست
که صدا خطرناک تلقی میشود.
هرجا که صدا حذف شود،
انسان کوچک میشود.
موسیقی، ریهٔ جمعی ماست.
این جمله را نگه دارید.
با خودتان ببریدش.
در ذهنتان تکرار کنید.
حالا سؤال ساده است:
ما با این سکوت چه میکنیم؟
عادت میکنیم؟
یا اجازه نمیدهیم عادی شود؟
لازم نیست فریاد بزنید.
لازم نیست قهرمان باشید.
کافیست
شنوندهای مسئول باشید.
بشنوید.
بازگو کنید.
نگذارید صدا گم شود.
چون تاریخ،
بیشتر از آنکه با گلوله پاک شود،
با سکوت پاک میشود.
و آخرش فقط این را بگویم:
اگر روزی دیدید
موسیقی جایی خاموش شده،
بدانید
نوبتِ نفس است.
موسیقی، ریهٔ جمعی ماست.
وقتی ریه بسته شود،
نفسِ ما قطع میشود.
[پایان — سکوت ۴ ثانیه]