گمنام، در عصر نام آوران

حکایت پر فراز و نشیب زنان و ورزش

تاریخ، همواره پر بوده از زنانی که سازنده اش بوده اند و در گرادگرد اعصار، نامی از آنها برده نشده؛ سالیان سال، قرن ها، هزاره ها، سرشار از مردمانی بوده که زن را در مقامی پایین میدانستند و نگاهشان نگاه برتر بینی مردان نسبت به زنان بود. چه زندگی هایی که در این ادوار تباه شدند و چه زنانی که دم فروبستند و از آرزو هاشان هیچ نگفتند...

ورزش، عرصه ایست که همانند بسیاری دیگر از عرصه ها در طول تاریخ، سرشار از زنان با استعدادی بوده که در بسیاری موارد، تنها به جهت زن بودن شان، اصلا به حساب نیامده اند؛ سرشار از زنانی که در کشاکش قرون، با آتش درون شان جنگیدند و آنهایی که با زمانه جنگیدند و پیشگام شدند تا مسیر را هموار کنند...

وقتی این شماره را آغاز کردیم، دل مشغولی مان آنقدر بود که نمیدانستیم از کدام شان سخن بگوییم؛ از المپیک و زنانش؛ از زهرا نعمتی ها و منصوریان هایش؛ از اردلان ها و زرگری هایش؛ یا از حکایت این روز های هراتی، دروازه بان فوتبالش...

نابرابری ها در این عرصه بسیارند و حکایت هایش بسیار تر؛ اینبار بر آن شدیم تا ما نیز روایت خود را بسازیم از لنز ها، دوربین ها، سطر ها، و کاغذ هایی که روایت هاشان از زنان، به گونه ی دیگریست؛ نه آنطور که باید؛ بلکه آنطور که به مذاق برخی سازگار تر است.بر آن شدیم تا روایتی- هرچند مختصر_ ساخته باشیم از ورزش و زنان سینه ستبر کرده اش...

سخن گفتیم از تبعیض های قانونی که نمیگذارد زنی برای مسابقه از کشور خارج شود؛ چون که مردی این اجازه را نمیدهد...

از زنانی گفتیم که با تمام سختی ها، راهشان را ساخته اند و مسیر شان را-هرقدر سخت- پیموده اند تا به آنجا که باید برسند...

از رسانه هایی گفتیم که تنها از مردان و قهرمانی هاشان سخن میگویند و زنان را به گوشه ای می اندازند و تنها در قاب "شعار"، آنها را مهم میدانند...

از برچسب هایی گفتیم که زن را به چاه صنعتی می اندازد که از او جز الهه ی زیبایی بودن، انتظاری ندارد...

روایتگر کمبود ها و محدودیت ها شدیم؛ در این عرصه...

از چاله هایی گفتیم که در کمین چاه ها اند و از راویانی که چهار چوب روایت هاشان آنقدر تنگ است که کمتر زنی در آنها بگنجد...

در این راه، دلخوری هامان کم نیست از آنها که صحه گذاشتند بر این نابرابری ها؛ آنهایی که گفتند: " زن، زن نیست اگر وزنه بردارد، اگر چنین کند و چنان کند.." و گویی کسی نبود که یادشان بیاورد کسی چنین حقی ندارد که هویت یک زن را در قاب هایی چنین حقیر تعریف کند و تمام راه شان را به خنده ای لگد مال کند! از مجری زنی که به این تمسخر میخندد و بر آن مهر تایید می نهد...

بر آنیم که در انتهای هر نقد، روزنه ای از امید باقی بگذاریم و بذر این امید را به تغذیه ی آگاهی بسازیم...باشد که فردا ها، به راهی که از آن گذشته ایم نگاه کنیم و به خود و قدم هایمان مفتخر باشیم...

حلیه توکلی- کارشناسی حقوق