فرزندم…بیا برایت از آدمی بگویم…تبار محجور…ما از حیوان بودن منع شدیم…متفاوت هستیم…شاید بهتر…شاید هم بد تر…(:
اما همه انسان هستیم …خوب یادت باشد فرزندم…تو حق زندگی داری…هیچ کس نباید آن را از تو بدزدد…
تو حق اشتباه کردن داری…نیازی نیست نقاب کمال بر چهره بگذاری…
تو آزادی…برای زندگی…زندگی کن…بیهوده خودت رو به بند آدما نسپار…
تو از جنس نور هستی…تاریکی بر تو سجده می کند…
تو تنهایی …هیچ وقت کسی را به خودت قول و زنجیر نکن…هیچوقت…به جاش یاد بگیر با خودت …با تنهاییت لذت ببری…
تو برترینی…نه چون بی نقصی ٬که بی نقص نیستی…بلکه چون نقص تو به دیگران آسیب نمیزند…چون تو با نقص هایت دوست شدی…
تو مالکی…مالک خودت…مالک زندگیت…مالک تصمیمانت…مالک رفتار و اعمالت…پس هیچ وقت …هیچ وقت بی دلیل سر خم نکن…هیچ وقت با چشمان بسه اطلاعت نکن…
تو قدرتمندی…تو اشرف مخلوقاتی…پس از آدم ها بت نساز…انها جزوی از تو هستن…چرا آنها را جدا می بینی…پرستش؟…تنها چیز قابل پرستش خودت هستی …چون تو ،به دنیا ی خودت رنگ می بخشی ….منتظر دیگران نمان …هیچ کس به دادت نمیرسد دلبندم…هیچ کس …
و در آخر …نه من خدا هستم…نه تو …نه رئیس ات…نه رهبرت…نه عشقت…نه مادرت …نه پدرت…نه فرزندت…نه خدا…خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد…نمیخواهد چنین آیینه ای وحشت نما باشد…زندگی ات را زندگی کن … خدا بخشی از روح توست…تو تنها برای خودت خدایی کن…فقط خودت…
مراقب خودت باش٬نور من…(:

پ.ن۱:راستش خیلی یهویی شد این متن ولی واقعا قلبی بود…و خب بعد از نوشتن متوجه شدم می تونه شبیه نامه باشه پس با این که دیر شده اما می خوام اینو جزوی از چالش جناب گنجشک بدونم….خیلی متشکرم ازتون
پ.ن۲:پیشنهادی داشتین خوشحال می شم بدونم…(:
پ.ن۳:ممکنه اینو یه مجموعه کنم …گویا زیاد از این حرفا داشتم خودم خبر نداشتم.