ویرگول
ورودثبت نام
نیم صفحه
نیم صفحهاگه وقت نمیکنی کتاب بخونی.من برات خلاصه میکنم
نیم صفحه
نیم صفحه
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

سووشون


🌿 خلاصه عاشقانه‌ی «سووشون» | سیمین دانشور

قصه‌ی سووشون، قصه‌ی عشق، رنج، مقاومت و امیده...
در دل روزهای سیاه ایرانِ اشغال‌شده توسط بیگانگان در جنگ جهانی دوم،
دوتا دل، دوتا روح،
به اسم یوسف و زری،
مثل شمع توی تاریکی می‌سوزن و می‌تابن...


🌸 زری؛ زنی آرام، عاشق، نگران...

زری یه زنِ لطیفِ دل‌نازکه.
زنی که دلش برای خونه، بچه‌ها، و شوهرش می‌تپه.
دلش می‌خواد زندگی آرومی داشته باشه؛
اما دنیا آروم نیست...


🌿 یوسف؛ مردی ریشه‌دار، مقاوم، خستگی‌ناپذیر...

یوسف، شوهر زریه.
یه مرد باشرافت، اصیل، باغیرت.
به زورگویی تن نمی‌ده... حتی اگه تهش مرگ باشه.
دلش نمی‌خواد مردم سرزمینش برای یه لقمه نون خفت بکشن.


🍂 قصه‌ی عشق و اندوه

عشق زری و یوسف آرومه، پر از احترام و درک.
اما درد و رنج داره خونه‌شون رو محاصره می‌کنه.
سربازهای خارجی، گرسنگی مردم، فروش آذوقه به دشمن، خیانت خواجه‌نوری‌ها...

زری بین «ترس و عشق» گیر افتاده؛
دلش می‌خواد شوهرش بمونه، نره دنبال مبارزه...
ولی عشق واقعی یعنی آزاد گذاشتن اون کسی که دوستش داری، حتی اگه دلت هزار تکه شه...


💔 تراژدیِ سووشون

و آخرش...
یوسف، اون درخت سرسبز،
مثل قهرمان‌های اساطیری،
وسط میدون ظلم،
گلوله می‌خوره...

زری، مات و مبهوت،
با یه بچه‌ی توی شکمش،
دست تنها، اما با نگاهی پر از امید،
می‌فهمه که باید راه یوسف رو ادامه بده...


🕊️ چرا اسمش سووشونه؟

سووشون یعنی "سوگ سیاوش"
یعنی یه مرگ مظلومانه، یه غم بزرگ...
اما پشت هر سووشونی، یه نهال امید هست.
مثل زری... که تصمیم می‌گیره دیگه فقط نترسه، فقط غصه نخوره...
بلکه بلند شه، بجنگه، زنده بمونه...


✨ نتیجه عاشقانه‌اش؟

این فقط داستان یه زن و شوهر نیست...
داستان عشقه و آزادیه...
داستان زنیه که از دل غم، "قدرت" در میاره...
و مردی که عاشقانه برای مردمش جون می‌ده...


جنگ جهانیزن شوهرعاشقانهخلاصه کتاب
۴
۵
نیم صفحه
نیم صفحه
اگه وقت نمیکنی کتاب بخونی.من برات خلاصه میکنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید