M A H Y A·۱۸ ساعت پیشداستان ماریا - پارت اولدر دل قرون تاریک، جایی میان کوههای بلند و جنگلهای انبوه، سرزمینی زمستانی قرار داشت که پادشاهی بیرحم سایهی ظلم و بی رحمی را بر آن گسترده…
parsax x·۲ ماه پیشقصهی مرد جوان و پریِ جنگلیه پسری بود که هر وقت دلش میگرفت همینجوری پا میشد میرفت سمت جنگل، نمیدونست چرا، فقط یه چیزی تو دلش بود که میکشوندش اونطرف، انگار یه…
نیل آرام·۲ ماه پیشرمان میان عشق و سکوت نوشته ی نیل آرام اگه دوست داشتین بگید کاملشو بذارم...موسیقی سالن بلند بود. نورها روی سقف میچرخیدند و صدای خندهها فضا را پر کرده بود. دست…
DANIYAL·۲ ماه پیشبهار شروع دوبارهامروز هوا به شدت خوبه، قابل توصیف نیست تا کمی توصیف در جریان باشید، ساعت 17 نزدیک غروب، هوا نسیمی ملایم،شور و شوق زندگی در تمام وجود با هیج…
مرتضی حبیب اللهی یان(دفترنگارخیال)·۲ ماه پیشپریساداستان کوتاه .«ورود ناگهانی دختری به نام پریسا با اعلامی غیرمنتظره به کلاس جغرافیا، آرامش یک روز معمولی را به زلزلهای فراموشنشدنی تبدیل م…
parsax xدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشیه چیزی توی تو هست که نمیذاره ازت دل بکنمببین… نمیدونم چرا وقتی پای تو میاد وسط، دلم یهجوری میشه که انگار هم میخوام جدی حرف بزنم، هم میخوام اذیتت کنم، هم میخوام بخندونی، هم م…
مرتضی حبیب اللهی یان(دفترنگارخیال)·۲ ماه پیشرنگی از جنس حضورروایتی از عشقی که در کلاس فلسفه متولد میشود و نشان میدهد حقیقت را نه با چشم، بلکه با دل میتوان دید؛ آنگاه که «رنگی از جنس حضور» ...
arpr.85·۲ ماه پیشآخرین پسر : خاک و خون《فصل اول چپتر ۲ از داستان فانتزی تاریک «آخرین پسر خاک و خون». داستانی درباره رازها، سفر، و انتخاب هایی که مسیر زندگی را عوض میکنند》
Arsin | امیرحسین آرسین·۲ ماه پیشسیندرلاگفت: «یه نخ دیگه بکشیم وُ من برم»... جلوی در خونهش توی ماشین من نشسته بودیم، داشتیم ریکاوری بعد از کلی آدرنالینی که ترشح کرده بودیم رو پس…