
درود بر شما.
امروز من بعد از خوندن یکی از مطالب ویرگول که حرف از نوشتن و انگیزه بود، ترغیب شدم تا رمان خودم رو تو نرم افزار مایکروسافت ورد بنویسم.
حالا چرا گفتم تو ورد بنویسم؛ چون من تا الان رمانهای خودم رو تو گوشی مینوشتم. میپرسید چرا.
● دلیل اولم این بود که گوشی در دسترستر هست تا نسبت به رایانه شخصی.
● دلیل دوم اینکه اگر در بیرون از خانه باشم، و در عین حال انگیزه نوشتن در من حلول کند، میتوانم در گوشی خود نگارش را ادامه و یا اصلاح کنم.
● دلیل سوم، نوشتن برای من ابزاری بسیار قدرتمند هست؛ به تیزی و برندگی تیغ تیز، و به ستبری کوه، و به رسایی طبل.
این سه دلیل، این سه ضلع مثلت، دلایل من برای نوشتن هست و من، به هنگام فراموشی، به هنگام ترس، به هنگام خشم، و به هنگام غم مینویسم.
اما امروز عزم خود را جزم کردهام تا در این نرمافزار بنویسم، هرچند که چون فردی به اصطلاح گیک هستم و میتوانم در گوشی به تمیزی یک کتاب ویراستاری شده بنویسم، اما با خود گفتم، حتی اگر حوصله نداری، انجامش بده. حتی اگر حوصله غذا درست کردن نداری، باز هم برخیز و برای شکمت غذا درست کن. حتی اگر حوصله بیدار شدن نداری، باز هم مثل فنر از جای خود برخیز، و روزت را شروع کن. مقدمهات را آغاز کن.
هنگامی که خواستم نوشتن را آغاز کنم، ناخودآگاه به یاد فونت زیبای وزیر متن افتادم و تصمیم گرفتم از آن استفاده و رمانهایم را بنویسم. فونت زیبایی که به وسیله زنده یاد آقای صابر راستی کردار، برنامه نویس و عزو جامعه نرمافزار آزاد خلق شده است. با هر بار انتقال فایل این فونت به پوشه مقصد، در اعماق ذهنم برای او آرامش روحش را درود میفرستادم.
اگر تمایل دارید، درباره زندگی این عزیز بدانید، این مطلب را بخوانید.

روحش شاد و یادش گرامی.
ویرایش: لینک توسط بنده منقضی شد. اما اگر تمایل دارید همچنان از طریق چت ناشناس پیام بدید، لینکی که میدهم را ذخیره کنید.
بردیا زیبابافی.