🕊️ نامهای به فرزندی که فقط برای لحظهای بود، اما برای همیشه ماند
> عزیز دلم،
> من فقط صدای قلبت رو شنیدم...
> صدایی که مثل نوری لرزان، برای لحظهای درونم تابید و بعد خاموش شد.
> تو در هفتماهگی اومدی، بیصدا، بیاشاره،
> فقط پاهای کوچکت رو دیدم، همون لحظهای که دنیا از حرکت ایستاد،
> و من، در تاریکی بیهوشی، از تو جدا شدم.
> هیچوقت نگفتی "مامان"، هیچوقت چشمهاتو باز نکردی،
> اما من مادرتم، با تمام سلولهای تنم، با تمام اشکهایی که شبها بیصدا میچکن.
> تو شاید نرفتی مدرسه، نخندیدی، گریه نکردی،
> اما تو قلب من رو برای همیشه عوض کردی.
> تو بودی، حتی اگر کوتاه.
> تو رد نوری هستی که هیچوقت خاموش نمیشه.
> هر شب، وقتی پنجره رو باز میکنم،
> به آسمون نگاه میکنم و میگم:
> «خدایا، ممنونم که حتی برای لحظهای، صدای قلبش رو بهم دادی.»
> تو رفتی، اما من هنوز مادرتم.
> و عشق من، تا ابد، برای تو خواهد ماند