سهشنبههایی وجود دارد که همه چیز خوب پیش میرود. لازم نیست بروی سرِکار. کف آشپزخانه مینشینی و کمی دلمه برگ مو میپیچی. دوش آب گرمی میگیری و تصمیم میگیری موهایت را با سشوار خشک کنی. قهوه درست میکنی. به چند تا آهنگ آرام گوش میسپاری و به قول یک نویسندهی دوستداشتنی «پادشاه زمان خودت هستی.» تنها یک چیز میتواند سهشنبه را خراب کند و آن هم سوالیست که وسط دلمه پیچیدن از ذهنت میگذرد: «من دنبالِ چی میگردم؟» سهشنبه را ادامه میدهی و امیدواری بالاخره جواب سوال را پیدا کنی. انگار داشتی با عجله راه میرفتی و از دری رد شدهای. امان از این درها! ازشان رد میشوی و پاک یادت میرود دنبال چه آمدهای! محققان میگویند: «برگردید، از در برگردید و آن چه فراموش کردهاید، به ذهنتان بر خواهد گشت.» شما میتوانید این محققها را پیدا کنید؟ لطفا بهشان ایمیل بزنید و بپرسید: «میشود از دری که اسمش بزرگسالیست به عقب برگشت؟» یکی این جاست که اصلا یادش نمیآید چه میخواسته و حالا راه عقب برگشتن را هم نمیداند.
