بلوبِری
خواندن ۴ دقیقه·۹ روز پیش

اخرین نوشته ی ۴۰۳!؟

جدیدا هر چقدر میام بنویسم، مینویسمااا، ولی تا چند خط مینویسم با خودم اینجوری میشم نه خب که چی!!!!! الان چی شد مثلا؟ چیکار کردی؟! چقدر مفید بود!؟.

یادتونه چند وقت پیش اومدم از یکی نوشتم و گفتم این آخرین خطی هست ک ازش مینویسم و دیگه‌جایی توی خاطراتم و افکارم و شاید حتی زندگیم نداره؟!

چند روز بعدش خودش بهم زنگ زد و پیام داد. برام جالب اومد. من بد برخورد نکردم. من میدونستم هیچی قرار نیست فرق کنه‌. من که تلاشمو کردم بودم برای اون دوستی و دیگه دلیل، و تمایلی برای تغییر نداشتم. چند روزیه ک دیگه ارتباط باز نداریم. خودم خواستم و امیدوارم متوجهش شده باشه. حقیقتا وقتی نبود و رفت خیلی خیلی حالم بهتر شد. آدم هایی ک حرف نمیزنن و نمیخوان تغییر کنن برای من عجیبن. ببینید معنی تغییر البته توی سر من و شما فرق داره. تغییری ک شما شاید بهش فکر می‌کنید اینه ک اره، پاشو روزا بدو، آب کرفس بزن، دمبل بزن، لایف استایل داشته باش! نه

تغییر توی سر من اینه ک تو میدونی فلان کاری ک میکنی مثلا خوب نیست، تو میدونی مثلا ی رفتاری داری ک جالب نیست، اول از همه اون رو قبول میکنی، جدی میگماااا‌. اول از همه قبول میکنی ک( خیلی دلم میخواد فحش بدم، بهم بگید فحش بدم یا نه😂🔥) اره. قبول میکنی دیگه خوب نیست. پذیرش. بعد از اون به خودت میگی خب ببین این کار خوبی نیست، چطوره اگه برم مثلا ورزش کنم! صرفا نیازه فکر کنید که اشکالی نداره اگه کار خوبه رو انجام بدم.

نه اووون تغییر و حاشیه هاش‌. چرا خب آرمانی فکر کنیم. واقعیت رو در اغوش بگیرید :)

اره‌.‌ مثل همیشه اینجوریم ک اون بُعد و ساید تنهاییم رو خیلی دوست دارم. ب غیر از اون قسمت تنهایی، اون قسمتی ک با دوست های همجنس خودت هستی یعنی دنیای دیگه هست. یعنی واقعا هیچوقت این چیزارو ارزون نفروشید. اینکه من میتونم با بهترین دوستای خودم، کسایی ک چندین ساله میشناسمشون، بشینیم و ساعت ها حرف بزنیم و خوراکی بخوریم رو، با چی عوض کنم من ک بیارزه؟!

سوالی ک این روزا از دوستام میپرسم و هیچ جوابی بهم نمیدن اینه که " امسال برنامه هات چیه" یا " فکر میکنی از سال جدید چی میخوای" .شایدم چیزی توی سرشون دارن و جواب نمیدن و خب من بهشون خیلی احترام میزارم. ولی اگه دوستامو من میشناسم‌، فکر نکنم! شاید بگید خب چرا با ی سری آدمای خیلی هدفمند نمیچرخی. دلیل اولی که میاد توی سرم اینه اونا تاثیر های مثبت زیادی روی من داشتن و قرار نیست همه مثل هم باشن و دوستای من سمی نیستن. دلیل دوم هم برام اینه که مغزم همیشه میگه، خب من شاید تازه یک ساله که چنین آدمی شدم، و توی سرم اینه ک توی طولانی مدت مشخصا تاثیر هایی من روی اونا دارم. همین الانم ماها خیلی شکل هم شدیم.

امسال بعد از مدت ها، با اینکه هنوز زندگیم اون بالانس بودن لازم رو نداره، من وایب عید رو دارم. واقعا عیده. یه سال جدید. امسال من خیلییی چیزا یاد گرفتم. خیلییییییییییییییی چیزا. اونقدری ک وقتی ب درون خودم‌نگاه میکنم، آرامش میگیرم. وقتی ب این فکر میکنم که در حین‌اینکه هیچی ندارم و همه چیز دارم، خیلی حس عجیبی میگیرم.

شاید براتون نوشتم چیا بوده چیزایی ک یاد گرفتم. ولی مهم ترینش این بوده برام! فرار نکردن.

فرار نکنید. مشکلات رو رها نکنید. مشکلات رو باید حل کرد. حل نکنید، مشکل اول میشه مشکل اول و دوم، مشکل اول و دوم میشه مشکل اول و دوم و سوم. کاری رو ب تعویق نندازید. تستش‌کنید. نمیدونید چقدر خواب با آرامش خوبه!

راستی گفتم خواب. من وقت برای زندگی‌کم آوردم 😂😂😂😂 یکم دارم با ترس و لرز سعی میکنم ساعت خوابمو عوض کنم و نمیدونم چی در انتظارمه. ولی واقعا وقت کم دارم‌. از طرفی من نیاز ب خواب دارم. وقتی میخوابم و بیدار میشم بدنم انگار ری استارت شده و خیلی خوبه.

ی آپشن خوب دیگه ای ک امسال بهم اضافه شد فراموشی بود. قبلنا مغزم پر از اطلاعات و جزئیات بود ک داشت آزارم میداد. کوچیکترین خاطرات و رفتارها و حرف ها یادم میموند . اورثینک هم نمیکردم باز مغزم پر از جزئیات و فکر‌ بود. امسال خیلی وقتا مجبور بودم ک بپرسم من فلان اتفاق رو یادم نیست و نمیدونید چقدر لذت بخش بود🥺. اینکه یادم نبود .‌اینکه مغزم براش مهم نیست. اینکه حس میکردم مغزم از اون دراماهای سنگین خالیه‌.

دلم میخواد برای نوشته هام زمان ها و موضوعات مشخصی داشته باشم ولی از طرفی دلمم نمیخواد آچار فرانسه باشم ولی سعی میکنم بهش فکر کنم و ببینم براش چیکار میتونم بکنم.

دیگه کم کم برم بخوابم ک یکم دیگه باید باز بیدار شم.

ب رسم ایام قدیم، شبتون بخیر باشه. خوب بخوابید‌ . بوس بهتون

حس میکنم یه پنجره هستم که رو به یه جنگل بارونی باز شدم. نفس های عمیق میکشم. به صداها، بیشتر توجه میکنم. به چهره ها نگاه میکنم. خودم رو در اغوش میگیرم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید