من اینستاگرامم رو خیلی وقته پاک کردم. یعنی حتی دلمم تنگ نمیشه براش. برای خوندن کامنت ها. روحیه اش هنوزم درونم هستاا ولی سمتش خیلی وقته نرفتم و خوشحالم واقعا. نمیدونم چرا اما دورنم ی حس حسادت مونده. حس حسادت نسبت ب اینکه هیچی ندارم. دلم میخواست میتونستم دغدغه هامو منظم کنم. در حین اینکه از شدت فشار و کار و فکر دارم روانی میشم، بتونم ورزش هم بکنم. نه اینکه وقتی ی کار خیلی مهم دارم همه چیمو در روز بزارم کنار. حتی نتونستم ی عادت برای خودم داشته باشم. نمیخوام نوشته هام همشون حالت ناله داشته باشن. نه. دارم مینویسم که شرایطم رو بهتر کنم.
میدونید چند روز پیش چیکار کردم؟! به یکی ی کوچولو ابراز علاقه کردم و از اون روز به بعد دیگه بهم پیام نداده😂😂😂😂حس میکنم چون سرش خیلی شلوغه و درکش میکنم واقعا ولی ی جوووریه. حس میکنم تمام مدت گذشته ک ارتباط داشتیم مسخره بوده. با این حال باز ازش ممنونم. ولی ی جوریه.
دیگه دستم ب نوشتن نمیاد.
آها
امیدوارم بتونم همه چیز رو درست کنم.
شب بخیر.