بلوبِری
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

۱ بهمن ۴۰۳

من اینستاگرامم رو خیلی وقته پاک کردم. یعنی حتی دلمم تنگ نمیشه براش. برای خوندن کامنت ها. روحیه اش هنوزم درونم هستاا ولی سمتش خیلی وقته نرفتم و خوشحالم واقعا. نمیدونم چرا اما دورنم ی حس حسادت مونده. حس حسادت نسبت ب اینکه هیچی ندارم. دلم می‌خواست میتونستم دغدغه هامو منظم کنم. در حین اینکه از شدت فشار و کار و فکر دارم روانی میشم، بتونم ورزش هم بکنم. نه اینکه وقتی ی کار خیلی مهم دارم همه چیمو در روز بزارم کنار. حتی نتونستم ی عادت برای خودم داشته باشم. نمیخوام نوشته هام همشون حالت ناله داشته باشن. نه. دارم مینویسم که شرایطم رو بهتر کنم.

میدونید چند روز پیش چیکار کردم؟! به یکی ی کوچولو ابراز علاقه کردم و از اون روز به بعد دیگه بهم پیام نداده😂😂😂😂حس میکنم چون سرش خیلی شلوغه و درکش میکنم واقعا ولی ی جوووریه. حس میکنم تمام مدت گذشته ک ارتباط داشتیم مسخره بوده. با این حال باز ازش ممنونم. ولی ی جوریه.

دیگه دستم ب نوشتن نمیاد.

آها

امیدوارم بتونم همه چیز رو درست کنم.

شب بخیر.


حس میکنم یه پنجره هستم که رو به یه جنگل بارونی باز شدم. نفس های عمیق میکشم. به صداها، بیشتر توجه میکنم. به چهره ها نگاه میکنم. خودم رو در اغوش میگیرم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید