ویرگول
ورودثبت نام
ساد
سادکس نخواهد فهمید بدان عمرِ درازش که این تن چه کشی...
ساد
ساد
خواندن ۱ دقیقه·۳ سال پیش

خزعبلات یک ذهنِ آشفته

خسته ام از هرکس و هرچیزی

و خسته ام از این زندگی

که در آخر می رسد به پایان روزی

کس نمی داند آن روز کجاست و چه روزیست

خسته ام از این چرخ گردانِ فلک

که هر دم می چرخد و دارد هزار دوز و کلک

و ناپایدار است به قدر دانه های نمک

کس نمی فهمد این نوای غم انگیزم را

زندگی کور و پیرم کرده است

خسته و زار و علیلم کرده است

و از هرچه امید بود، خالی ام کرده است

کس نخواهد فهمید بدان عمر درازش که این تن چه کشید


خسته امغم
۶
۲
ساد
ساد
کس نخواهد فهمید بدان عمرِ درازش که این تن چه کشی...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید