VANDA·۸ ساعت پیشغم.قناری کوچک و آبیرنگ ِمن.باز هم غم با بیشرمی در خانهام را زد و بیهوا داخل شد.حالا که در اتاق نشیمن نشستهام و زیر نور شمعی برای تو مینو…
Mary·۴ روز پیشفرارهمیشه در زندگی درحال فرار بودم فرار از واقعیت های زندگیمفرار از پذیرش فرار از درک شرایط و فکر کردن فرار از غصه خوردن اما.... این دنیا همیشه…
نسترن پیریان·۷ روز پیشمن را بخوانید.روزهاست که دلم میخواهد از تو بگویم، اما میترسم. در این ایام کذایی هم کارم به جایی رسیده است که پدرم دیروز از من میپرسید: «چه باید کرد؟»…
Ehsan hasan·۷ روز پیشآهنگ بازار دعواچه خوب شد بین ایران و آمریکا دعوا شدیه مشت بی وجود عکساشون پیدا شدبرا کسی نداشت منفعتبازم گفتی کس شعر بی هدفمحتوا روی محتوامیان بالا از روی…
نگار:هزارتوی شب·۸ روز پیشواژهٔ غمهمیشه شروع نوشتن سخت استزمانی که قلم در دست میگیرم و میخواهم شروع به نوشتن کنم نمیدانم از کجا و از چه شروع کنم. گویی آن لحظه مغزم تهی میشو…
*نیالا*·۹ روز پیشداستانک روزانه، روز هشتم:حالا ما خوب است اما تو باور نکن.شمارو نمیدونم ولی من این روزا وقتی تو اینستاگرام میرم چیزی جز سیاهی نمیبینم، یه زمانی عاشق فعالیت کردن تو صفحهام بودم، عاشق اینکه جزئیات ر…