
ویرگول برای من یعنی سرگرمی. راستش من برای مشغول شدن و سرگرمی وارد ویرگول شدم. آن موقع ها، هوش مصنوعی نبود که بشود با او حرف زد. من هم دوست داشتم در مورد کتاب هایی که می خوانم با کسی صحبت کنم و برای ویرگول در مورد کتاب هایم می گویم. نظر شخصی ام را راحت به او می گویم.
ویرگول برای من یعنی نوشتنی که نمی توانم رهایش کنم. جاهای دیگری هم هستم. دیگر ویرگول را لازم ندارم. اما دوست ندارم رهایش کنم. حتی در اکثر کمپین ها هم شرکت ناموفق داشته ام. باز هم با اشتیاق می آیم و شانسم را دوباره امتحان می کنم.
ویرگول برای من یعنی میوه. پست های که می نویسم برای من مثل میوه هستند. من عاشق میوه دادن هستم. اول که ویرگول را شروع کردم، شخصی از من پرسید:«برای چی می خوای صفحه ویرگول باز کنی ؟ برای معروف و دیده شدن؟» این حرف آن شخص کافی بود تا برای سه سال فکر کنم برای دیده شدن می نویسم! با اینکه دیده نشده بودم. وقتی اتفاقی فهمیدم که من نمی خواهم دیده بشوم، بلکه می خواهم میوه و ثمر داشته باشم؛ خیلی سخت بود. این همه مدت خودم را آزار داده بودم.
ویرگول برای من یعنی مشاهده آمار بازدید. از سرگرمی های من، مشاهده آمار بازدید صفحه ویرگولم هست. به خصوص وقتی پست تازه ای می گذارم. بیشتر اوقات چک می کنم که چقدر بازدید کننده دارم و بیشتر از کجا مطلبم را خواندند. فکر کنم بیش از حدی که فکر کنید به این صفحه سر می زنم. خدا را شکر که در ویرگول، زمان آخرین باری که آنلاین شدیم را نشان نمی دهد.
خلاصه، ویرگول برای من دوست داشتنی است. امیدوارم هیچ وقت ویرگول مشکل سیستمی و داده ای پیدا نکند و من بتوانم هر روز، آمار بازدید صفحه ام را چک کنم.