ویرگول
ورودثبت نام
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛https://ble.ir/Cherry_fairy خوشحال می‌شم به کانال ناقابل ما سری بزنید 🩰
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

خورشید در آغوش ماه 🌞

ستارگان محو تماشای عشق ورزی خورشید

به ماه بودند

و ریز ریز چشمک های حسودانه می‌زدند

آن شب ، شبی پر درخشش برای آدمیان زمین بود خورشید گونه ی ماه را بوسید

و نور سرخی از خجالت وجود ماه را پر کرد

آدمی‌زاد آن لحظه عاشقانه را ماه خونین نامید

ستاره ها از شدّت حسادت در حال انفجار بودند

ابر ها اشکی سراسر شادی داشتند پس باریدند

رعد نعره می‌زد و با آذرخش های بنفش خودنمایی می‌کرد تا شاید بتواند

عشق از دست رفته ماه را بازگرداند

باد هو هوی مبارک بادا سر می‌داد

و زمین از غُصه دور شدن بهترین دوست خود

شکافته شد .

آن شب برای ماه و خورشید رویایی

برای آدمیان هولناک

برای رعد و زمین و ستارگان غم‌ناک

و

برای ابر ها و باد شادتاب بود .

آری حتی لحظه های رمانتیک هم

برای همه شگفت آور و زیبا نیست .

خور و ماه‌تاب
خور و ماه‌تاب

برای همه شگفت آور و زیبا نیست .

۰
۰
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛
https://ble.ir/Cherry_fairy خوشحال می‌شم به کانال ناقابل ما سری بزنید 🩰
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید