یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱۱ روز پیشخورشید در آغوش ماه 🌞ستارگان محو تماشای عشق ورزی خورشید به ماه بودند و ریز ریز چشمک های حسودانه میزدند آن شب ، شبی پر درخشش برای آدمیان زمین بود خورشید گونه ی…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۲۵ روز پیشمنظومه چشم ها 🌌کاش سفینه ای داشتم از جنس لیلیومتا به منظومه چشمانت پناه ببرم .کسی چه میداند شاید بیگانگان دیگریهم آنجا مخفی شده اند .چه میشود من هم جزو…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۲۵ روز پیشرقص نور 🌞سرزمین آفتاب را ترک میکنمآن روزهای پر از درخشش را به آغوش فراموشی میسپارم اکنون فقط من هستم ؛ من و رقص نور در روزنه های قلب تاریکم .از شع…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشنامه با روزنامه 🗞قصد کردم برایش نامه ای بنویسم نامه ای کوتاه ، یونیک و ناشناس . رفتم و روزنامه هایی که پخش بر روی کاشی اتاق کار مادرم بودند جمع کردم .ور…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشمغروق🐋افکارم غرق در آبشار اضطراب و آغشته به رنگ آزادی شدند ! چرا هر چه در این افکار شنا میکنمبه انتهایی نمیرسم ؟خیس افکار پریشانم و آنفلوآنزای…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشفنجان صورتی⁴🏰ناگهان صدایی همانند تیک تاک ساعت در جمجمه ام پخش شد با بهت و سرگیجه به اطراف نگاه کردم باز هم همه چیز در حال تار شدن بودن چهره اش دگر محو ش…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشهیچانهیچ نیستممن آفریده خاکستر تاریکی غمسرگردان در جهنمی رضوان نما 🕯به راستی غم ما کی به پایان میرسد؟آیا هرگز پایانی وجود دارد ؟یا ما همه تکرار…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشپرواز خیالِ پیکره¹⚡به آدم ها مینگرمهر روزهر لحظه و به این میاندیشمچقدر حقیرند ، چقدر تک بعدی و سادهچقدر پریشان ، چقدر بی ذوق به نعمت زندگیچقدر ناشکر از شوق…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشپرواز خیالِ پیکره²🌬وقتی در دستان او ساخته میشدم با خود میگفتم آیا او خالق است ؟آیا روحی بر من میدمد ؟ که بتوانم مثل او آن مایع خوش رایحه را که به آن میگوی…
یک نویسنده بی ذوق 🐛·۱ ماه پیشفنجان صورتی³💌میخواستم از آنجا فرار کنم و به خیابان بروم اما با این تَن ! به کجا چنین شتابان ؟تبدیل به کودکی شده ام که عملاً هیچکار نمیتواند انجام ده…