ویرگول
ورودثبت نام
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

منظومه چشم ها 🌌

کاش سفینه ای داشتم از جنس لیلیوم

تا به منظومه چشمانت پناه ببرم .

کسی چه می‌داند شاید بیگانگان دیگری

هم آن‌جا مخفی شده اند .

چه می‌شود من هم جزو ساکنین چشمان تو باشم ؟

در کُره ی سبزآبی چشمانت قدم می‌گذارم

پرچم عشق را به اهتزاز در می‌آورم

و می‌گویم قدمی کوچک برای انسان

و قدمی بزرگ برای بشریت ...

فقط هیس 🤫

هیچ‌کس نباید بفهمد اینجا پر از

اکسیژن لاست چری است

وگرنه با بی‌رحمی غارت را استارت می‌زنند .

۹
۰
یک نویسنده بی ذوق 🐛
یک نویسنده بی ذوق 🐛
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید