ویرگول
ورودثبت نام
Dorsa
Dorsaدورود! من Dorsa یک نویسنده‌ی نوجوان هستم. من اینجا از دانسته‌ها و علایقم مینویسم و امیدوارم نوشته‌هام برای شماهم مفید باشه.
Dorsa
Dorsa
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

شعر نویسی: در تالارِ خویش


در این تالارِ خویش، سکوتِ ابدیت،

منم و سایه‌ی من، در این تاریکیِ ژرف.

چه کسی می‌خواند مرا؟ چه کسی می‌شنود؟

در این خلوتِ سرد، غریب و درهم.

جهان، بازیِ رنگ‌ها و صداهاست،

تپشِ قلبِ زمان، در سینهٔ هستی.

آیا هستم؟ یا فقط پژواکم؟

این سوالِ کهن، چون مه، مرا در بر گرفته.

از کجا آمدم؟ به کجا خواهم رفت؟

در این سفرِ بی‌انتها، این راهِ پر از رمز.

هر ذره، هر نفس، داستانی سروده،

در کتابِ عظیمِ کیهان، ناپیداست.

من، قطره‌ای از دریایِ وجود،

گم‌شده در امواجِ بی‌کرانِ وهم.

آیا در این جستجو، معنایی هست؟

یا فقط سرابِ پوچی، در این صحرایِ عدم؟

حک شده بر تنِ سنگ، نقشِ گذرِ عمر،

ریگِ صحرا، روایتِ بادِ سخن‌گو.

من، که لحظه‌ای هستم و لحظه‌ای نیستم،

در این چرخهٔ ابدی، چه می‌جویم؟

در پیِ نوری، در این ظلمتِ شب،

نوری که حقیقت را عیان کند.

ولی شاید، حقیقت، همین جستجو باشد،

همین پرسشِ بی‌جواب، که مرا زنده کند.

در تالارِ خویش، تنهایِ تنها،

به ستاره‌ها خیره، با نگاهی پر از درد.

ولی باز هم، نفس می‌کشم، می‌بینم،

شاید همین بودن، خودِ خودِ معجزه است.

نویسنده: Dorsa

شاید همین بودن، خودِ خودِ معجزه است.

شعرتالار
۸
۱
Dorsa
Dorsa
دورود! من Dorsa یک نویسنده‌ی نوجوان هستم. من اینجا از دانسته‌ها و علایقم مینویسم و امیدوارم نوشته‌هام برای شماهم مفید باشه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید