تابآوری یعنی چی؟ یعنی آدم وسطِ طوفان هم راهِ نفس کشیدن رو بلد باشه. نه اینکه درد رو دوست داشته باشه، نه اینکه همهچی برایش خوشگل بشه.

خیلیها فکر میکنن تابآوری یعنی محکم بودن. نه! تابآوری یعنی اجازه دادن به احساسات , ولی اسیرشون نشدن. یعنی به خودت حق میدی غمگین باشی، عصبانی بشی، خسته بشی… اما همزمان یه چراغ کوچیک نگه میداری که فردا کلاً خاموش نشه.
واقعیت تلخه: زندگی گهگاه آدم رو له میکنه. این همون جاییه که اکثر مردم دو تا اشتباه بزرگ میکنن. اولی: تقصیر رو میندازن گردنِ خودِشون تا خودشون رو نابود کنن. دومی: فکر میکنن اگر دوباره زمین خوردن، یعنی «شکست» خوردن.
تابآوری با کلمههای قشنگ ساخته نمیشه. ساخته میشه با تمرینهای کوچیک، روزهای متوسط، و تصمیمهای ریز وقتی کسی نمیبینه. مثل اینکه:
وقتی حالت بد بود، یادت بیفته که بد بودن دائمی نیست. مثل موج، میاد و میره.
وقتی فکرِ سیاه اومد توی سرت، بهش بگی: «تو فقط یک فکر هستی»
وقتی شکست خوردی، به جای محاکمهی خودت، از خودت بپرسی: «چی یاد گرفتم؟ چی رو میتونم فردا بهتر انجام بدم؟»
تابآوری یعنی داشتن یک نقشهی اضطراری برای روزهای خراب. یک لیست کوتاه:
چه چیزی من رو آروم میکنه؟
چه چیزی من رو دوباره راه میاندازه؟
با کی میتونم حرف بزنم؟
چه کار کوچیکی میتونم همین امروز انجام بدم که فردامون روشنتر بشه؟
و آخرش… تابآوری شاید قهرمانبازی نباشه. شاید فقط همون باشه که ادامه میدی. با لرزش. با شک. با ترس. اما ادامه میدی. همین.
وبینار رایگان از مدیریت احساسات تا تابآوری
کانال بله و روبیکا و سایر شبکه های اجتماعی
@DrRezaSafavi