
تا حالا شده عاشق یه برند بشی؟ اینجاست که بازاریابی شروع میشه!
بازاریابی فقط تبلیغ و فروش نیست.
بازاریابی یعنی ساختن رابطهای سودمند و موندگار با مشتری.
این رابطه با شناخت نیاز مشتری شروع میشه، با ارائه ارزش واقعی ادامه پیدا میکنه و با وفاداری مشتری تموم نمیشه، بلکه قویتر هم میشه.
برندهایی مثل دیجیکالا، اسنپ و کافهبازار تو ایران نشون دادن که راز موفقیت فقط محصول نیست، اعتماد و رابطه است.
یادت باشه: مشتری یه خرید نیست، یه رفیق همیشگیه.
فکر کن آخرین باری که یه تجربه خرید عالی داشتی کی بود؟
مثلاً وقتی رفتی یه رستوران و برخوردشون انقدر خوب بود که حس کردی «وای اینجا دیگه همیشگی شد!»
یا وقتی از یه اپ مثل اسنپ استفاده کردی و دیدی توی چند ثانیه ماشین برات اومد و کل مسیر راحت شد.
این حس خوب، همون جاییه که بازاریابی اتفاق میفته.
بازاریابی فقط تبلیغ و فروش نیست، بازاریابی یعنی رابطه ساختن.
چطور یه مسابقه ماشین ساده، تبدیل به امپراتوری میلیاردی شد؟
بذار یه داستان واقعی از آمریکا بگم: مسابقات نسکار (NASCAR).
اولش یه سرگرمی کوچیک محلی بود. چند تا ماشین، چند تا هوادار.
اما مدیرای نسکار فهمیدن یه چیز مهمتر از خود مسابقه وجود داره: تجربه طرفدار.
شروع کردن روی احساس هوادارا سرمایهگذاری کردن. کاری کردن حس کنن عضو یه خانوادهان.
نتیجه؟ الان نسکار دومین ورزش پرمخاطب تلویزیون آمریکاست. مردم فقط مسابقه نمیبینن؛ زندگی میکنن باهاش.
میخوای بدونی چرا؟ چون رابطه ساختن، نه محصول فروختن.
بازاریابی واقعا یعنی چی؟ (جوابی که هیچکس درست بهت نگفته)
کتابی بخونی، مقاله ببینی، همه یه چیزی میگن. ولی ساده بگم:
بازاریابی یعنی بسازی، بدی، و بعد بگیری.
یه ارزش واقعی برای مشتری میسازی.
اون ارزش رو بهش میدی.
بعد مشتری هم یا پول میده، یا وفاداری، یا تبلیغ دهانبهدهان.
نیاز ← خواسته ← تقاضا: همه گرسنه میشن (نیاز)، یکی کباب میخواد یکی پیتزا (خواسته)، وقتی پولشو هم داره، میشه مشتری (تقاضا).
پیشنهاد بازاریابی: همون محصول، خدمت یا تجربهای که بهش میدی.
ارزش و رضایت: مشتری همیشه میره سمت جایی که براش بیشتر میصرفه.
تبادل و رابطه: داستان فقط پول دادن نیست، رابطه ساختنه.
بازار: همه کسایی که میتونن خریدار تو باشن.
اوایل خرید اینترنتی تو ایران؟ فاجعه! همه میترسیدن: «نکنه پول بدی چیزی نفرسته؟»
دیجیکالا اومد و خیلی صادقانه گفت: «ببین، عکس واقعی میذارم، نظرات رو میذارم، اگه راضی نبودی برگردون.»
همین شفافیت شد برگ برنده.
امروز دیجیکالا فقط یه فروشگاه نیست، یه برند ملیه. چون اعتماد ساخت.
کاتلر (پدر بازاریابی) یه مدل ساده داده:
بفهم چی میخواد → اسنپ فهمید مردم سفر راحت و سریع میخوان.
استراتژی بچین → گفت «من راحتترین انتخابم.»
برنامه بریز (محصول، قیمت، توزیع، تبلیغ) → اپلیکیشن آسون + قیمت مناسب + تبلیغات هوشمند.
رابطه بساز → کد تخفیف، پشتیبانی، وفاداری.
ارزش بگیر → سود + تبلیغ دهانبهدهان + مشتری دائمی.
وقتی مشتری حس میکنه برندش «میفهمتش»، مغز دوپامین آزاد میکنه (هورمون لذت).
همینه که میگه: «عاشق این اپ شدم» و دوباره برمیگرده.
۵ راهی که برندها برای جذب ما انتخاب میکنن (تو کدومشو دوست داری؟)
هر کسبوکار یه فلسفه داره:
تولیدمحور: ارزون بساز، زیاد بفروش. (اسنوا تو لوازم خانگی)
محصولمحور: کیفیت و نوآوری اولویت داره. (اپل جهانی، کاله ایرانی)
فروشمحور: فقط فشار تبلیغ و فروش. (خیلی از بیمهها)
بازاریابیمحور: مشتری اولویت داره. (کافهبازار واسه اپهای ایرانی)
اجتماعیمحور: مشتری + جامعه + محیط زیست. (کمپینهای اویلا برای محیطزیست)
چطور مشتری رو از یه خریدار معمولی به یه رفیق همیشگی تبدیل کنیم؟
اینجا میرسیم به CRM یا همون مدیریت رابطه با مشتری.
یعنی چی؟ یعنی:
مشتریتو بشناس.
بهش اهمیت بده.
بذار حس کنه ویژهست.
🔑 مفهوم کلیدی: ارزش عمر مشتری (CLV).
یعنی ارزش یه مشتری فقط همون یه خرید نیست، بلکه کل رابطهش با توئه.

رادیوی ماشینو روی ایستگاههای مورد علاقه مشتری تنظیم میکنه. جزئیاته که دل میبره.
کد تخفیف + امتیازدهی + پیشنهاد شخصی = مشتری حس میکنه «من دیده شدم».
۴ موجی که دنیای بازاریابی رو زیر و رو کردن (و ما باید حواسمون باشه)
دیجیتال → همهچی رفته تو گوشی. اینستاگرام شده پاساژ.
جهانی شدن → حتی یه استارتاپ تهرانی باید حواسش به رقابت جهانی باشه.
مسئولیت اجتماعی → مردم دنبال برندای خوبن، نه فقط برندای پولساز.
غیرانتفاعیها → دانشگاه، خیریه، حتی مسجد دارن بازاریابی میکنن.
بازاریابی یعنی:
بفهمی مشتری چی میخواد.
بیشتر از انتظارش ارزش بدی.
رابطه بسازی، نه فقط معامله.
کاری کنی از یه خریدار معمولی، یه دوست همیشگی بسازی.