به طور کلی، امیدواری معنی مثبتی در ذهن آدما ایجاد میکنه، همانطور که ویکیپدیا امید رو اینجوری تعریف میکنه:
امید یک حالت ذهنی روانی مثبت است که بر اساس حس موفقیت و برنامهریزی برای دستیابی به این اهداف تعیین شدهاست. به عبارت دیگر امید تفکر هدفمند فرد است که انگیزه تعقیب اهداف و انتظار دستیابی به این اهداف را برجسته میکند. امید یک دارایی و یک فرصت برابر است که همه مردم میتوانند به آن دسترسی داشته باشند.

من همیشه با امید مشکل حل نشدنی ای داشتم، بارها ته امیدواری من به نا امیدی ختم میشد چون یک جایی به این باور رسیده بودم که انتظار داشتن از اتفاق افتادن چیزی، من رو فرسوده میکنه. جالب اینجاست که همیشه به دنبال معنیش میگشتم ولی هیچکدومش من رو به داشتن اون امید قانع نمیکرد. بر اساس شواهد پیش رفتن رو به امید داشتن ترجیح میدادم، یعنی تا مطمئن نمیشدم که این اتفاق رخ خواهد داد به طرفش حرکت نمیکردم.
بنظر من امیدواری ادما رو تو بازی ای قرار میده که هیچوقت نمیخوان ببازن، هیچوقت باخت رو متصور هم نمیشن. چرا؟ چون امید بهشون میگه تو برنده میشی. ولی واقعیت اینجاست که حتی با تلاش فراوان هم، باز احتمال درصد زیادی باخت وجود داره پس چرا بر اساس شواهد پیش نریم؟ شاید پیش خودتون فکر کنین که درین صورت زندگی منفعلانه ای خواهین داشت، باهاتون موافقم چون حتی شواهد هم یک چیز قطعی و مستقیم نیست.

انسان رابطه پیچیده ای با امید داره، حتی من که ارتباط کج و کوله ای باهاش دارم بازهم در خیلی از مراحل زندگی درحال امیدواریم (ناخوداگاه). امید جدایی ناپذیره ولی ما بعضی وقتها میتونیم دستشو بخونیم، میتونیم برای هدفمون تلاش کنیم و در عین حال بدونیم این بازی برنده ای نداره، اصلا تشبیهش به بازی هم درست نیست. اینک به امید باور نداشته باشی لزوما به معنی ناامیدی نیست، گاهی برای اینکه ناامید نشیم، بهتره امیدوار هم نشیم.
سوال من اینجاست: آیا اتنظار و امیدواری به یک جاده ختم نمیشه؟