من کی هستم؟
در همین ابتدا بگم که من خودم رو نویسنده در نظر نمیگیرم، من صرفاً یه دانشجو هستم (هرچند ترجیح میدم بگم جوینده دانش) ولی خب چون نمیخوام با عزیزانِ به اصطلاح «روشنفکر» دسته بندی بشم از مستقیم گفتنش صرف نظر میکنم. از این بحث که گذر کنیم بنظرم دوره جوانی که حدود سن 18 تا 28 سالگی رو در بر میگیره و بازهای از طول عمر انسان هست که نقش به شدت مهمی در روشن شدن جهت حرکت ایفا میکنه. هرچیزی که در این دوره کشت کنیم در سن 30 سالگی و بعدش ریشه محکمی در افکار و شخصیتهامون ایجاد میکنه و چه بهتر که جوانه های زیادی کشت کنیم تا آنهایی که با شخصیت، استعدادها، اعتقادات و علاقههامون سازگار هستند باقی بمانند و رشد کنند تا زمانی که نیاز پیدا کردیم از ثمره و میوههای متنوعی که در اختیار داریم استفاده کنیم(یعنی حدود سن 28 تا 30 سالگی).
متن بالا بخش کوچکی از اعتقادات شخصی خودم و در حال حاضر اساس زندگیم هست. بدلیل اینکه به طور مداوم دارم شاخههای مختلف از حوزههای مختلف رو مطالعه میکنم. شاخههایی که بیشتر به مزاجم خوش بیاد رو تست میکنم و اگه همچنان بهم خوش بیاد، بیشتر ازش یاد میگیرم.
هدفم از نوشتن چیه؟
من قبل اینکه بخوام نوشتن در ویرگول رو شروع کنم برای خودم در کاغذ یک سری مطالب رو برای جلوگیری از سردرگمی و غرق شدن بین انبوهی از اطلاعات در حوزههای مختلف مینوشتم. یک روز با خودم گفتم چی میشه که برخی از این نوشتهها که موضوعات متنوعی دارند رو با انسجام، نظم و جزئیات بیشتری برای خودم در همچین فضایی، برای آشنا شدن با تفکر دیگران، تایپ کنم.
و این هم از نقطه شروع.