هروقت توی گوگل سرچ میکردم راهکار هایی برای خودکشی هیچ اطلاعاتی نمیاورد و اولین
چیزی که به چشم میخورد نوشته ی: کمک بود کمک به افرادی که در حالت عاطفی بدی به سر میبرن..
توی پینترست هم بعد سرچ مینوشت چه اتفاقی افتاده و باهات همدردی میکرد
دقیق یادم نمیاد اما همین چیزهای مبهم یادمه
انگار کسی حواسش به تو نیست تا زمانی که به مرحله بحرانی برسی آژیر به صدا در بیاد و کلمه (هشدار !)مرتبا تکرار بشه....
و من خیلی وقته مردم البته ارام بی صدا کم کم..
دوست ندارم هیچ اشنایی هیچ فردی که در طول روز باهاش روبرو میشم بهش لبخند میزنم و حتی شوخی میکنم بخونه بخونه و تعجب کنه که این فرناز همون فرنازه؟
هرچند من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم...
بذار بفهمن
سرکلاس دوره گویندگی استادحرف میزد و من گریه میکردم
چشمهام قرمز میشد و باز غمهامو قورت میدادم
استاد تدریس میکرد
و من بغض داشتم
استاد هرازگاهی زیر چشمی منو نگاه میکرد
و من عزا گرفته بودم
نمیدونم .. و همین سردرگم بودن بدتره
وقتی بدونی دقیقا غصه چیو داری همه چی واضح تره دردت واضح تره و حتی میتونی حرف بزنی و اروم شی
اما وقتی نمیدونی چرا مردی دیگه حرفی نمیمونه فقط هی غضه ها میان تا گلوت و میرن پایین ..
و تو اروم اروم کم خنده تر کم غذا تر کم حرف تر کم رمق تر و درنهایت کم زنده تر و..مردن
13 اذرماه یک هزار و چهارصد و چهار