یادداشتهای یک دوقطبی·۴ روز پیشغروب جمعهعصر روز دوم است. دلگیری جمعههای اینجا از هرجای این جهان بیشتر است. مرد امروز به دیدنم آمد و من با قلبی فشرده از دلتنگی سخت او را در آغوش ف…
بی اسم·۵ روز پیش...نیاز داشتم چیزهایی که اون سری نوشته بودم و بعد اونها رو همراه با خود اکانت حذف کردم رو دوباره بفرستم چون حوصله ندارم باز هم چیزی بنویسم. یک…
ali naimie·۶ روز پیشخودکشی در کره جنوبی: یک بحران اجتماعی و تحلیلی فلسفی مقدمهمقدمهخودکشی یکی از معضلات جدی اجتماعی و بهداشتی در کره جنوبی است که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. با وجود پیشرفتهای ا…
آبی·۹ روز پیشمیدونم باید شروع کنم ولیبی توجه به صدای تلفن اش از چاله بیرون آمد و به بیرون گاراژ رفت.به دستانش نگاه کرد، دستانش را هم تار میدیدروغن دستانش را به پیراهنش مالید و…
یادداشتهای یک دوقطبی·۱۰ روز پیشمن و لباس های صورتیعصر اولین روز آسایشگاه است. امروز برایم بسیار غم انگیز و دلگیر بود. صبح برای خودم آخرین قهوه را آماده کردم و به راه افتادیم به اینجا که رسی…
مسافر لحظه ها·۱۱ روز پیشنامه ای به دنیامی دانم که در این لحظه اگر به صورت یک شخص می دیدمت صورت زیبایت را به تف و خون آغشته می کردم. ولی عیب از تو نیست. از چیست خودم هم نمی دانم.…