ویرگول
ورودثبت نام
شب روز (تخس دیوونه قدیمی!)
شب روز (تخس دیوونه قدیمی!)دانشجوی تاریخ . farnazshabrooz@gmail.com ENTP_A
شب روز (تخس دیوونه قدیمی!)
شب روز (تخس دیوونه قدیمی!)
خواندن ۱ دقیقه·۵ ساعت پیش

خموش و خسته جان

روز ها همچنان میگذره فصل ها هم .. آبان آذر دی.. چه بخوای چه نخوای میان میرن گاهی همه چی معمولیه گاهی هم مثل این روزا اعتراضات و..

فرقی نداره هرچقدرم خبرها داغ باشن بازم برام عادیه گاهی وقتا دیگه خیلی سیرم از وضعیتم .

توی ذهنم مدام دو دوتا چهارتا میکنم که تغییر کنه اما از ی طرف سخته از ی طرف تنبلی میکنم(تا وقتی توی منگنه قرار نگیرم ازش فرار میکنم |<معلوم نیست کی تو باتلاق غرق شم که به خودم بیام>)

افسردگی هم ی چیز طبیعیه ..خیلیا دچارشن.. یکی کم یکی هم اونقدر زیاد که زندگیش مختل میشه

نمیدونم کجای این طیف قرار میگیرم اما میدونم بهانه خوبی نیست برای تعویق انداختن کارهام

خوشحال نیستم که نیستم مهم نیست!

بلاخره باید ادامه بدم

نمیخوام خودکشی کنم ,هرچند زندگی روی خوشی نداره اما اولا جرعت خودکشی ندارم دوما میخوام ببینم این زندگی تا کجا پیش میره این سیبی که تو هوا هزار تا چرخ میخوره قراره بلاخره به کجا برسه؟

احساس عقب موندن از زندگی دارم

احساس اینو که از هم نسلی هام عقبم احساس اینکه با سرعت بالا زندگی همخونی ندارم و اینکه دقیقا با چه منطقی بعضی تصمیات رو میگیرم؟

قراره به زودی تصمیمات خیلی جدی ای رو بگیرم میدونم بعدش دلم میشکنه ولی کاریه که باید بشه چه زود چه دیر

پس تا وقتی دردش کمتره بهتره..

راستی بوی گل نرگس چقدر خوبه...

شماهم مثل من تجربه اینو دارید که ی چیزایی رو چندین سال باور قلبی دارید و به خودتون میگین من مطمعنم درسته و یهو ی اتفاق می افته یا کم کم متوجه میشین همه اونا صرفا توی ذهنتون بودن و حقیقت ندارن؟

میبینن تصوراتتون نسبت به ادم ها و بعضی چیزها خیلی اشتباهه خیلی و فقط تو دلت خوش بوده...

مسیر سخت است و دشوار

ولی راهی جز رفتن نیست.

-صادق هدایت

افسردگیاعتراضاتصادق هدایتخودکشی
۵
۰
شب روز (تخس دیوونه قدیمی!)
شب روز (تخس دیوونه قدیمی!)
دانشجوی تاریخ . farnazshabrooz@gmail.com ENTP_A
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید