فرشاد قدسی·۱۹ روز پیشبذرهایِ ماندگار در مسلخآرام باش ای همراه و ای یار من؛ که قرارِ من در گروِ سکونِ توست و آینه در آینه، آرامشِ من از ثباتِ تو جان میگیرد. ما پارههای یک پیکریم؛ هر…
فرشاد قدسی·۲۳ روز پیشمیسوفونیا؛ زخمی بر حریرِ شنواییمیسوفونیا، آن زخمی است که «صدا» بر پیکرهی جان مینشاند؛ قلمروی عجیبی که در آن، زمزمههای آرام جهان به تندرِ سهمگینِ درون بدل میشوند.
فرشاد قدسی·۲۵ روز پیشوقتی ساعت ایستادوقتی ساعت دیواری از کار افتاد، همه فکر کردند باتریاش تمام شده. اما آن ساعت آگاهانه ایستاده بود. مگر ایستادگی چیست...