ویرگول
ورودثبت نام
فرشاد قدسی
فرشاد قدسیمن یک خوره‌ی تکنولوژی؛ توسعه‌دهنده‌ی وب/اپلیکیشن، پرتره‌نگار نیمه‌کار و داستان‌نویس تازه واردم. موسس و توسعه‌دهنده‌ی moodeto.ir
فرشاد قدسی
فرشاد قدسی
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

بذرهایِ ماندگار در مسلخ

آرام باش ای هم‌راه و ای یار من؛ که قرارِ من در گروِ سکونِ توست و آینه در آینه، آرامشِ من از ثباتِ تو جان می‌گیرد. ما پاره‌های یک پیکریم؛ هر خراشی بر جانِ تو، زخمِ ناسوری است بر پهلویِ من، و اندوهِ هر مظلوم، سنگی است که بر شیشه‌ی دلِ هر دوی ما می‌خورد. اما بدان، عاقبتِ دردی که از تازیانه‌ی ستم برخیزد، اگرچه آسمان را به لرزه درمی‌آورد، اما بی‌ثمر نخواهد ماند.

ما برای رسیدن به «زندگی»، غرامتی سنگین پرداختیم. مگر گران‌بها‌تر از جان در بساطِ هستی بود؟ و ما چه جان‌های شیرینی را که تمامِ معنایِ بودنمان بودند، در مسلخِ زمانه به خاک سپردیم. تراژدیِ غریب ما همین‌جاست: ما برای «زیستن» جنگیدیم، اما در میانه‌ی معرکه، خودِ «زندگی» را فدا کردیم. اما این نه یک باخت، که یک معامله‌ی بزرگ بود؛ ما جان دادیم تا «حقِ زیستن» را برای آیندگان باز پس بگیریم. چنان که پایان زندگی یکی از ما، ادامه‌ی زندگی دیگری خواهد بود. و این زنجیره‌ی تاریخ هستی ماست.

هیچ خونی که در راهِ حق بر خاک بریزد، هدر نخواهد رفت؛ هر جانی که از دست رفت، بذری شد در دلِ این خاکِ تشنه، تا فردا جنگلی از آزادی سر برآورد.

زندگیسوگآزادی
۸
۴
فرشاد قدسی
فرشاد قدسی
من یک خوره‌ی تکنولوژی؛ توسعه‌دهنده‌ی وب/اپلیکیشن، پرتره‌نگار نیمه‌کار و داستان‌نویس تازه واردم. موسس و توسعه‌دهنده‌ی moodeto.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید