
تقریباً همهی ما وقتی یک سال به پایان میرسد، ناخودآگاه این سؤال را از خودمان میپرسیم:
«امسال چقدر جلو رفتم؟»
اما بعد از سالها فعالیت در بازارها، به این نتیجه رسیدهام که این سؤال همیشه ما را به جای درستی نمیبرد.
سؤال مهمتر، و البته سختتر، این است:
امسال چطور فکر کردم؟
بازارها ما را به قضاوت اشتباه عادت میدهند.
بازارهای مالی استاد ساختن تابلوی امتیاز هستند.
سود، زیان، فرصتهایی که از دست دادیم، تصمیمهایی که کاش جور دیگری میگرفتیم.
اما تمرکز افراطی روی نتیجه، خیلی وقتها ما را از دیدن چیزهای مهمتری محروم میکند؛
چیزهایی مثل:
کیفیت تصمیمگیری
ساختار ذهنی
نظم در لحظههای سخت
توانایی تحمل ابهام
من دیگر دنبال پیشبینی نیستم...
هرچه جلوتر آمدهام، علاقهام به پیشبینی کمتر شده است.
نه به این دلیل که پیشبینی بیارزش است،
بلکه چون کنترل ما روی پیشبینیها بسیار کمتر از کنترلمان روی رفتار خودمان است.
برای سال میلادی جدید، تمرکز من روی این نیست که بازار چه میکند؛
تمرکز من روی این است که من در برابر بازار چطور رفتار میکنم.
ساختار، ناجی تصمیمهای سخت
خیلی وقتها فکر میکنیم اگر بیشتر تحلیل کنیم، تصمیم بهتری میگیریم.
اما تجربه چیز دیگری نشان میدهد.
تصمیمهای خوب، بیشتر از تحلیل زیاد، به ساختار درست نیاز دارند.
ساختاری که به شما بگوید:
چرا وارد این تصمیم شدهاید
چقدر ریسک برایتان قابل تحمل است
چه چیزی تصمیم شما را باطل میکند
بدون این ساختار، هر حرکت شبیه واکنش است، نه انتخاب.
صبر، ضعف نیست
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها در بازار این است که صبر یعنی عقبماندن.
در حالی که صبر، یک انتخاب فعال است.
انتخابی که میگوید:
«همهچیز را میبینم، اما لازم نیست فوراً واکنش نشان بدهم.»
در دنیایی که سرعت ارزش محسوب میشود،
صبر میتواند مزیت پنهان شما باشد.
سال جدید، ادامه است نه شروع از صفر
من به «شروع تازه» خیلی اعتقاد ندارم.
سال میلادی جدید برای من ادامهی مسیری است که با تجربه، اشتباه و یادگیری شکل گرفته.
ریست مالی هوشمندانه یعنی:
کمتر کردن تصمیمهای بیکیفیت
شفافتر شدن اولویتها
وفادار ماندن به فرآیند، نه هیجان
حرف آخر
بازارها غیرقابل پیشبینی میمانند.
این را نمیتوان تغییر داد.
اما چیزی که همیشه در اختیار ماست این است:
چطور فکر میکنیم، چطور صبر میکنیم، و چطور تصمیم میگیریم.
اگر قرار باشد سال میلادی جدید فقط یک تفاوت ایجاد کند،
به احتمال زیاد از همینجا شروع میشود.