ویرگول
ورودثبت نام
Fasele.         ...
Fasele. ...
Fasele.         ...
Fasele. ...
خواندن ۱ دقیقه·۸ سال پیش

خدایا سلام .صبح جمعه ت بخیر..منم کوه ودریا ودشت و زمین.

خدایا سلام ‌باز من آمدم

سلامی دوباره که سرباز آمدم

سلامی ز روی سیاه تنم

کبود و نبود و سری برتنم

فسیلی که جا مانده درجای خود

فسیلی فرا خوانده گم گشته خود

ببین جمعه است وهوایی تمیز

ی صحرای بازو دلی همنشین

خدایا تو آن همنشین منی

توآن حاضروساکت وبا منی

مرا جمعه ای هست پایان من

مراچشمه ای هست وعریان من

غروبش خودش عالمی هست ومست

خدایا نرو تا غروب ‌. وقت که هست

خدایا نرو تا کمی. اندکی .

برایت شوم قطره ی کمتری .

برایت نویسم که فریاد بود

زمین ساکت ویک هوا باد

فقط شاطر من صدا در بکرد

ی مکثی چیریکی همه شد ی


برایت نویسم که درزندگی

نه من بنده بودم.نه برده منی.

خدایا کمی هم توچیزی بگو

برای شنیدن صدایی بگو

از اینکه ندارم سوادی . بگم

خودم بارها بی وضو. باخته ام

ازاینکه چنین بی صداقت گذشت

خدا یا توبگذر. که ماه هم گذشت..

خدایا تو بگذر که من بی توام.

توبگذار و بگذر .فسیل است وغم

بیا در پسین و غروبی تمیز

ی لحظه تو مکثی . بگیرم ی .

.خدایا همین بود این جمعه ی

دوباره که باید .ببینم ترا در غروب





خدایا کمی هم تو چیزی بگو




۲
۰
Fasele.         ...
Fasele. ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید