فاطمه یاوری·۵ روز پیشتردیدگاهتردیدگاهتو، جان من گشتی بناگاهخود را ندیدی در نگاهم گاه و بیگاه؟از خود، بریدی در آن بزنگاهآه...آگاهم به جانم جان منآهم چه تابان شدقرص ماه…
فاطمه یاوری·۸ روز پیششبی شعلهنازیبا زمانهایست، زمانی که هیچ، شعلهی شعری در نهان و زبانم، زبانه نکشد. ✍️ آسمان خاموش…
فاطمه یاوری·۸ روز پیشبیانیهی ایستگاه رقصدر ایستگاه رقص سه بار در هفته، هر بار پنج دقیقه با یک موزیک، میرقصیم.