چرا ساکتیم؟

واقعا دیگه به یه جایی میرسیم که نمیشه ساکت موند نمیشه فقط نشست و نگاه کرد!

بذارید قدم به قدم پیش بریم..

  1. چگونه شد اینجوری شد؟

اصولا خب میدونید که از همون اولش اینجوری نبود... و مقصر اصلی کسی نبود جز زمان... زمان میتونه همه چیزو در دست بگیره زمان میتونه واقعا کاری کنه یه نفر به قتلی که نکرده هم اعتراف کنه زمان یه چیز نسبی ولی حتمیه که وجود داره و بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم دخیله میخوام یه داستان خیلی کوچیک تعریف کنم از یه کشور خیلی کوچیک :) به نام ناکجا اباد تو ناکجا اباد همه مردم خوشو خرم بودن و همه داشتن زندگیشونو میکردن ولی یه سری مشکلاتی وجود داشت مثل نداشتن سیستم فاضلاب , اب رسانی و و و ... مردم دیدن اینجوری نمیشه زندگی کرد برا همین به رهبری یه نفر به نام قل علی قیام کردن این قل علی تونست نا کجا اباد رو از قبل بهتر بکنه و همه رو راضی نگه داره منتها این وسط لازم بود که با بقیه کشور ها ارتباط و همینطور تجارت داشته باشه ناکجا اباد قبل اومدن قل علی یه جایی بود که فقط مفتُ مفت برون بود و کسی به فکر دیگری نبود همه داشتن زندگی خودشونو پیش میبردن پس عملا تو ناکجااباد ( از این به بعد میگم ن.ا خیلی طولانی میشه اینجوری) هیچ سرمایه ای جز سرمایه های طبیعی وجود نداشت پس قل علی مجبور بود همون سرمایه های طبیعی رو به طور مستقیم و به صورت مواد اولیه خام به منظور به دست اوردن یه سری مواد و سرمایه های دیگه مثل علم , بفروشه این حرکت کم کم باعث تغییر طرز فکر مردم ن.ا شد که فکر میکردن دارن کشورشون رو از دست میدن و خارجی ها قراره کشور رو در دست بگیرن ... خب از مردم اون زمان که تازه رنگ سیستم فاضلاب رو دیدن انتظار دانش سیاسی که نداریم! بگذریم بالاخره این حرکتا انجام شد و ن.ا در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گرفت تا زمانی که ناگهان و بدون دلیل خاصی قل علی تبعید شد اشتباه قل علی اونجا بود که انقدر میخواست کشورش پیشرفت کنه که عملا کل کشورُ سپرد به دست یه کشور دیگه و اون کشور هم نامردی نکرد در حقش و تبعیدش کرد و بچشو اورد رو کار با امید اینکه این یکی 100% تحت کنترلشونه ( خب صد در صد میدونستن که مردم کشور ن.ا نمیذارن یه خارجی رئیسشون بشه)خلاصه اون بچه بزرگ شد (راستی اسمش بود قل رضا) خلاصه این بچه کم کاری در حق ناکجا اباد نکرد و زمین هارو از دست مزدور ها و خان ها ازاد کرد و 1000 تا کار خوبه دیگه اما مثل هر ادم دیگه ای یه سری اشتباهات داشت ولی خب کار ها خوبش خیلی بیشتر از اشتباهاتش بود که باعث میشد مردم راضی بودن از اون طرف هم کشور خارجی که فکر میکرد ن.ا دستشه در کمال نا باوری دید که ن.ا که قرار بود زیر دستش باشه نه تنها دیگه نیست! بلکه داره خوده کشوره خارجی رو از دوره مسابقات خارج میکنه ... این کشور خارجی دست به هر اب و اتیشی زد که این اتفاق نیوفته که نتیجش شد نارضایتی مردم از همون مشکلات کم مردم ن.ا فکر کردن که اگه قیام کنن همین مشکلاتم رفع بشه و همه شادو خرم بشن که خودشونو در مسیر بر کنار کردن قل رضا دیدن :) و همینجوری راهو ادامه دادن لازم به ذکر نیست که ن.ا داشت تبدیل به یکی از قدرت های برتر جهان میشد و قدرت برتر منطقه بود با کلی شلوغ کاری انتشار اخبار کذب و افسانه های عجیب , تحریف تاریخ , شایعه پراکنی و ... موفق شدن قل رضا رو برکنار کنن و قل رضا هم نامردی نکرد و رفت یعنی سریع عقب نشینی کرد و رفت... کسی که رهبری انقلاب رو هدایت میکرد کلی شرط های گوناگون گذاشته بود که اگه روزی من نبودم و رفتم شما به این حرفا عمل کنید و امضا های منم باید باشه زیر برگه + دست خطم که یه وقت مشکلی پیش نیاد ناگهان هم قل رضا فوت شد هم رهبر انقلاب که هیچ کسی هم شک نکرد خیلی ریلکس و جالب مردن که مارو میرسونه به بخش دوم تا اینجا بخش یک تموم شد :) این داستان ادامه دارد...