ویرگول
ورودثبت نام
Gin
Ginکاغد را خورد کلاغ و کلاغ را به خورد کاغذی می‌دهم که این مرکب گوهری تمام شود، تا که گوهر چشمی، چشمم نرباید.
Gin
Gin
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

《نفرین بر ازاده‌ی اسارت》

https://harfeto.timefriend.net/17773968422031

(پذیرای نقد و تحلیل های شما و نظراتتون هستم، با تشکر از شما)

به آسمان آزاد می‌نگرم، نگران از نگرش هرزم، می‌لرزم و از خون حقیقت قلم می‌نویسم، نوشته قلم می‌شود و در نهایت دیوی می‌شود که باور را می‌بلعد.

اسمان چونان آزاد است که همه قربانی‌ آزادی آن هستند.

ابر ها اسیران کوه ها هستند، کوه تلخ‌ می‌خندد به ابر های سپید و سیاه‌شان می‌کند تا که آسمان و معشوق هزار رنگش بگویند آنان خدای خداوند هستند.

کوه ها به اسارت زمین پر گُِل در امدند، همه در اسارت هستند و اسمان هرز، عاشق جاذبه، جاذبه تنها آزاده‌ی این زمین که آن هم چون اربابیست که حتی کوه هم در گروی آن است.

انقدر ارباب بدیست که از اونور بوم در اغوش پهن اسمان و معشوق چند هزار رنگش سقوط می‌کند، می‌بلعد تا ببوسد و هیچ از آن پوچی جذب عاشق نیست، پس اسارت کیست در این میان و آثار اسرا چیست؟

انقدر درگیر فهم این موضوع شدیم که خود هم اسیر شدیم، اسیر بند کلمات، اسیر نگاه، اسیر سیر انسانیت بدان که بدانیم که سیری از انسانیت خود انسان است، بدان که بدانیم فقط وقتی به بالا می‌نگریم که به زمین آویزان باشیم، مرگ حقیقت می‌آفریند که جاذبه رشک می‌ورزد و می‌شکند تا ببلعد ولی دار حقیقت نهاییست، میان آسمان و زمین، جایی در این میان به حتم حق را می‌یابیم.(بعید می‌دونم که حقی میان هرچیز باشد.)

پرنده از آسمان به زمین و ماهی از دریا به آسمان اوج می‌گیرد، از ترس و هراس، حرص از قدرت می‌شوند، غرق در اقیانوس کینه می‌شوند، امید است که درگیر اقیانوس کین و نیک نشوید.

ارادت مند شما، گین.

آسمانزمیناسارت
۱۹
۰
Gin
Gin
کاغد را خورد کلاغ و کلاغ را به خورد کاغذی می‌دهم که این مرکب گوهری تمام شود، تا که گوهر چشمی، چشمم نرباید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید