گیسو·۲ روز پیشمنتظر بارانآسمانِ زمستان گرفته و ملول استابرهای پیوستهخورشید را به اسارت گرفتهاندزمین و زمانچشمانتظارِ باراننگاه به ابرها دوختهاندتا صدای غرش بیاید…
mostaghelatu·۱ ماه پیشوقتی آسمان بسته میشودرابطه میان گناه انسان و کمبارانیخشکسالی، پدیدهای چندوجهی است که اگرچه در چارچوب علم اقلیمشناسی با نوسانات جوی و تغییرات آبوهوایی تبیین…
رحیل·۱ ماه پیشمی بارد عشق...ببار ای جانکم، ببار....جاری شو، ببار، بگذار یادمان بیاید که پرندگان شهرمان عاشق بودند.برگ های درختانمان رقصان!اعتصاب که…
الهام·۲ ماه پیشطلوع و غروبدر دور دستها، جایی بسیار دور، پشت کوههایی استوار، در امتداد دید ،آسمان سرخ، نارنجی،زرد و اندکی آبی است. گویی جشن رنگهاست. می دانم که در پس…
رسول کامبیزی·۲ ماه پیشدر سوختهی بهشتپا تند کردم تا زودتر به کوچهی بنی هاشم برسم. هر چه نزدیکتر میشدم ازدحام جمعیت بیشتر میشد. چند نفری را هیزم به دست دیدم. رعد و برق، آسما…
Ards·۲ ماه پیشروزی روزگاری مازوتجمعه بود؛ همان روز مقدسی که انسانها طبق سنت دیرینه یا میخوابند یا ادای آدمهای بسیار مفید را درمیآورند و میگویند:«از شنبه ورزش میکنم.»…
Ards·۲ ماه پیشآخرین جاویدان بخش 5آرالیا بر تختهسنگی کنار رود نشسته بود، با موهایی که در نسیم چون تارهای شب میرقصید.دستش را در آب فرو برد و با ریشههای زیر خاک حرف میزد؛…