ویرگول
ورودثبت نام
Gin
Ginآمده‌ام برای هیچ و بی هیچ و پوچ از همه‌چیز به سوی پوچی هیچ زندگی و معشوق مرگ خواهم رفت، گاه باور و گاه انکار، هرانقدر انکار باور می‌سازد و هر باور انکاری برای باورم.
Gin
Gin
خواندن ۱ دقیقه·۲۵ روز پیش

《دار موی مواجش》

به دار موهایت آویزانم کن.

قلبی بیش بر جاده‌ی رَهت ندارم، به سوی سیه چال رنگین کمانت دعوتم کن.

افکاری متشنج بیش ندارم، در دریایت غرقم کن.

آویزه‌ای جز طناب دار ندارم، به موهایت بوسه، اویزانم کن‌‌‌.

تنی بیش ندارم، در تنت محبوسم کن، نُتی در تیرگی شبت خواهم شد، محبوسم کن...

فرض کن که آن کرشمه‌ی چشمانت همان قاضی بی عدل است، به حبس ابد محکومم کن.

روحی پاره پاره دارم، با تکه هایی از وجود چال‌گونت (به دو صورت چاله گونه و چال گون خونده میشه.) آن‌ها را به هم دیگر پیوند بزن.

افتابم باش، در دنیای طوفانیم، طلوع کن.

اگر دریا تویی، غرق می‌شوم تا ماهی هایت از حضور پستین من بلرزند و بمیرند.
اگر دریا تویی، غرق می‌شوم تا ماهی هایت از حضور پستین من بلرزند و بمیرند.

زانو زن تا رو به رویت کلمات نقطه شوند... انقدر ازت گویم که کلمات تیر خلاصی بر شقیقه‌ی پوچشان بزنند.

انقدر از زیبایی نازک لعلت بگویم که کلمات لال شوند و نقطه هایی کوتاه بشوند.

آوخ که دگر باز نمی‌گردی...

پس چهار پایه را از زیر پایم چنان کنار بزن که انگار عاشق تکه چوبی و با من خصومت داری‌.

انقدر برایم بلند مرتبه هستی که موهای کوته‌ات برایم داری به اندازه‌ی فاصله‌ی بنده و خالق است، با عطر مویت سوار طناب بی هوازی مرگ خواهم شد و با عطر شُربت مست مرگ می‌شوم.

انقدر مست که در آغوش فرشته‌ی‌ مرگ تا عُقبی، چشم بسته و قلب در عقب غرب نهان، خواهم رقصید.

(مشتاق هر گونه نقد و نظر و تحلیل شما هستم، هنوز هم متنی نتونسته جای مفلوک رو بگیره(هم از عجیبی هم از کلماتش) ممنون از شما.)

(ارادت مند شما، گین)

مرگکلماتنقطه
۴۰
۳۷
Gin
Gin
آمده‌ام برای هیچ و بی هیچ و پوچ از همه‌چیز به سوی پوچی هیچ زندگی و معشوق مرگ خواهم رفت، گاه باور و گاه انکار، هرانقدر انکار باور می‌سازد و هر باور انکاری برای باورم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید