ویرگول
ورودثبت نام
گیس گلاب
گیس گلابتا اطلاع ثانوی (دوباره) نیستم. به محض اینکه برگردم جوابتون رو میدم✍
گیس گلاب
گیس گلاب
خواندن ۴ دقیقه·۲۰ روز پیش

هیچستان

می‌دانید فکر نکنم هیچوقت بتوانم از حس و حال این روزهایم بگویم. شاید بخاطر این است که در عین اینکه حسی ندارم، همه احساسات را با هم دارم. امروز وسط درس ناگهان زدم زیر گریه. دلیلش را نمی‌دانم. بعدش همه به ادامه تست‌هایم پرداختم، به همین سادگی. می‌دانید ما چه باشیم چه نباشیم زندگی ادامه دارد. روزها خیلی فکر می‌کنم. کلمات را نمی‌توانم کنار یکدیگر بچینم. دلم می‌خواهد شعر بخوانم اما دلم نمی‌آید. شعرهای سهراب خیلی نرم و لطیف هستند و اگر بخوانمشان زیر گریه خواهم زد. اشعار فروغ تندتر و صريحند و داغ دلم را تازه می‌کنند. مهدی اخوان ثالث هم اخیرا اشکم را درمی‌آورد.

مصرف قرص‌های پروپرانولول و فلوکستینم دارد سر به فلک می‌کشد. مشاورم گفت شاید لازم باشد آسنترا ۵۰ را شروع کنیم. با همه دعوایم می‌‌گیر پس سعی می‌کنم تا حد ممکن حرف نزنم به قدری حرف نزده‌ام که الان دیگر اصلا نمی‌دانم چه بگویم. قبلا انگار حاضرتر بودم در لحظه. می‌دانستم که باید کی بخندم و کی گریه کنم. الان اختیار هیچکدامشان را ندارم. هر چیزی که بخواهم بگویم یک بار گفته شده‌است پس چرا من دوباره بازگویشان کنم؟

دایره ارتباطی‌ام دارد از ناخن انگشت کوچک پای دختردایی‌های دووماهه‌ام کوچک‌تر می‌شود. احساس عذاب وجدان یک دم رهایم نمی‌کند. اگر می‌شد و وقت داشتم به دنبال کار می‌گشتم. دلم برای خانواده‌ام می‌سوزد که در این شرایط سربارشان هستم. بعد از کنکورم برایشان جبران می‌کنم.

بیست و اندی سالی می‌شود که خانواده‌ام در این خانه زندگی می‌کنند. می‌گویم زندگی می‌کنند چون حدودا ۶ سال قبل از اینکه من به دنیا بیایم اینجا را خریده‌اند. همسایه‌هایمان انسانهای شریفی‌اند البته وقتی که بعضی‌هایشان در تراس خانه با شعارهای شبانه‌شان کاممان را تلخ نمی‌کنند. همسایه پایینی ما هم بیست و اندی سال است که همسایه ماست. خانم همسایه و مادرم بعد از این همه سال هنوز یکدیگر را به نام "خانم (فامیلی شوهر)" صدا می‌زنند. شاید برایتان تا وقتی که ندانید این خانم مادرم را در همه حالتی(حتی با کیسه آب پاره شده) دیده و تمام داستان‌های زندگی ما را می‌داند خیلی این امر عجیب نباشد اما الان قاعدتا باید باشد.

خانه ما آپارتمانی است و خیلی هم بزرگ نیست. وقتی به این بیندیشید که پدر و مادرم با دو فرزند که یکی تقریبا ۲۰ و دیگری تقریبا ۳۰ ساله است در یک واحد دو رقم متری با دو اتاق خواب زندگی می‌کنند اوضاع کمی قارشمیش می‌شود. خانه‌مان را با هیچ جای دنیا عوض نمی‌کنم اما خب به هر حال این اوضاع محدودیت‌هایی دارد دیگر. مثلا اینکه حریم شخصی در خانه ما تقریبا وجود ندارد. من عادت دارم که نامه‌هایی در اتاقم مخفی کنم برای خود آینده‌ام اما خب اتاق واحدی برای من وجود ندارد و گاگای عزیزم همه را پیدا می‌کند، می‌خوانَد و می‌خندد.

می‌دانید بعضی وقت‌ها واقعا عصبانی می‌شوم و می‌خواهم همه چیز را فدا کنم تا خانه‌ای برای خودم دست و پا کنم؛ البته احتمالا مادرم را هم با خودم ببرم( نمی‌توانم بی او زندگی را ادامه دهم). پس به هوش مصنوعی گفتم که بنظرت با فلان اوضاع من چه کاری بکنم بهتر است. پیشنهادات جالبی داد و خیلی راحت می‌شد عملی‌شان کرد اگر در ایران نبودم. این ایده‌ها شامل معلم خصوصی، برنامه‌نویسی، تولید محتوا و دستیار مجازی بود.

ایده اولی را شاید بتوانم عملی کنم. تعریف از خود نباشد درسم خیلی خوب است، شاید بعد کنکور شیمی و فیزیک تدریس کنم. خدا بزرگ است. بین آشنایانمان هم کسانی هستند که به کودکان دبستانی خود روزی بیشتر از منِ کنکوری درس و مشق می‌دهند تا "تیزهوشان" قبول شوند. تیزِ چه هوشی عزیز من! صرفا بخوان و بخوان تا قبول شوی.

زندگی سگ‌دو زدنی بیش نبود و از زمانی که اسکیت را کنار گذاشته‌ام این دنبال‌بازی با زندگی خسته‌کننده‌تر شده‌است. شاید اگر رشته‌ام را بر هنر پافشاری می‌کردم کمی وضعم بهتر می‌بود. اگر گیتار را ادامه می‌دادم. اگر دنیای کوچکی داشتم. اگر در خاورمیانه کنونی وجود نداشتم. عاشق ایران هستم اما کمی دارد شورش درمی‌آید.

نمی‌دانم طرفدار سریال ترکی هستید یا نه. من خودم خیلی نیستم اما می‌دانم که سریالی که دارد زیاد طول می‌کشد سگ باید دورش را علامت‌گذاری کند. قصه‌های بدبختی ما هم مثل این سریال‌ها تمامی ندارد. تازه اگر برای همه اینطور بود که خوب بود. بعضی‌ها نفسشان از جای گرم بلند می‌شود. افسرده‌ای؟ برو تراپیست. حوصله‌ات سر رفته؟ یک ساز یا زبان یا ورزش جدید شروع کن. روز سختی داشتی؟ برو خرید. تا اینکه می‌بینند ای دل غافل! طرف در نان شبش مانده. بخدا رویم نمی‌شود برای کتاب کمک درسی از پدرم پول بگیرم. حرفهایم ته کشید، خدا لعنتشان کند با مدیریتشان.

پی‌نوشت: ظاهرا کامنت‌ها دوباره بسته شده‌اند. یادم نمی‌آید در پست قبلی به چه کسانی پاسخ دادم ولی فکر کنم به الهه جانم پاسخی ندادم. شرمنده‌ات شدم. پیامت را دیدم ولی یادم رفت جوابت را بدهم الان هم که کامنت‌ها رفته‌است نمی‌توانم شناسه کاربری‌ات را ببینم که وارد کنم. Gisgolaab@ اگر خواستی پیام بده. بابت تأخیر در پاسخگویی متاسفم🥲💗

تولید محتواحریم شخصیعذاب وجدانزندگیکنکور
۳۲
۱۱
گیس گلاب
گیس گلاب
تا اطلاع ثانوی (دوباره) نیستم. به محض اینکه برگردم جوابتون رو میدم✍
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید