گلناز توکلی بهروز
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

عشق ونیزی

عاشقت شدم

در یک لحظه.

نه با واژه،

نه با لمس ،

فقط با نگاهت،

وقتی جهان

از قابِ چشمانِ آبی تو عبور می‌کرد.

و انگار

سفر کردم

بی‌هیچ گذرنامه‌ای

به دلِ ایتالیا

میانِ سایه‌روشنِ خیابان‌های سنگ‌فرش شده،

میان قهوه‌های تلخِ صبحگاهی،

میان پنجره‌هایی که همیشه آفتاب دارند.

چشمانت،

آبی نبود.

در واقع هیچ رنگی نبود.

چشمانت یک مکان بودند

خود ونیز،

وقتی باد، آب را آرام می‌بوسد

و دلِ کسی

در قایقی گم می‌شود که هیچ‌وقت نایستاده.

من از تهران آمده‌ام،

با خاکِ کوچه‌های غمگین

و سکوت‌هایی

که سال‌هاست کسی نپرسیده چرا.

اما تو را دیدم،

و درست همان‌جا

همه‌ی “من” بودنم را باختم

تا شاید

در تو

کسی شوم

که هیچ‌وقت نبوده‌ام.

و اگر روزی

تو نباشی،

میان صدای مردمِ رم،

میان شراب‌ها و شب‌ها و نورها

باز هم نگاهت را می‌شناسم

چون تو

دیگر یک نفر نیستی…

تو

سرزمینی هستی

که من در یک نگاه

در آن

تبعید شدم

و هرگز

نخواهم خواست

که برگردم.

گلناز توکلی بهروز روانشناس، شاعر و مترجم است. وی ترانه نویسی را نزد دکتر افشین یداللهی آموخت، کتاب شعر خود را سال ۹۷ به چاپ رساند و با تسلط بر زبان های انگلیسی عربی و ایتالیایی به ترجمه هم پرداخته است
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید