
دیشب باز یه خواب عجیب و غریب مزخرف دیدم
همه خواب میبینن ما هم خواب می بینیم .
خواب دیدم تو یه مکانی بودم و داشتم میرفتم که یک یا دو دختر کشف حجاب کرده دیدم . تصمیم گرفتم مثلا ادبشون کنم . چند بار به قول جناب سعدی عین روباه خودم را به شل بودن زدم تا بترسه . بلاخره یه جا گیرش اوردم . گمونم پیشنهاد دوست دختر بودن بهش دادم 😐
نه اون گیر به حجاب نه به اون پیشنهاد . خلاصه دختره هم از سر ترس گمونم قبول کرد . یه دکه ای وایسادیم تا واسه دختره چیزی بگیرم . من هی بستنی میگفتم این یه چیز دیگه . آخرشم یه چیز مزخرفی شبیه آب طالبانی با طعم گمونم کیوی تو یه لیوان شیشه ای گرفت . خدا را شکر خواب بود و پولی از جیبم واسه اون چیز مزخرف کم نشد . بغل هم دکه گمونم یه مردی کارت بانکی خواست . بعد همون مرد هی دماغش را تو جمع فین فین میکرد و خلاصه یه صحنه زشتی درست کرده بود . خواستم کارت را بگیرم دیدم کارت پیش خودمه
جا کارتی داده بودم بهش . قیافه جاکارتی هم شبیه دماغ گوسفندی شده بود که آب بینیش و یونجه اش قاطی شده بود ( ببخشید چندش شد 😑 )
بعد هم دیدم چند نفر دنبال اون دختر میگردن . نمیدونم چه خلاف و گندی زده بود . خلاصه هر کدوم جداگانه گمونم فلنگو بستیم .
یه جای خواب دختره میگفت دوستم داره اگه دوسم نداشت گند منو گردن نمیگرفت . خلاصه ما اخرش نفهمیدیم اون دختره دوست دختر ما میخواست بشه یا نامزد ما 😑
تو این حد چرت و مزخرف بود خواب .