شهر گرگان، این نگین سبز شمال، این روزها در گیرودار چالشی بزرگ گرفتار آمده است؛ چالشی که ریشه در نوع نگاه و برنامهریزی مسئولانش دارد. به نظر میرسد شهرداری و نهادهای مرتبط، در حال اجرای نقشهای هستند که بخشهایی از آن، دیگر بخشها را نادیده میگیرد و در نهایت، بار این ناهماهنگی بر دوش شهروندان گرگانی است.
از یک سو، شهر با معضلات دیرینهای مانند ترافیک سنگین و مشکلات آب دست و پنجه نرم میکند. خیابانهای اصلی شهر در ساعات اوج به پارکینگهای بزرگی تبدیل میشوند و فشار بر زیرساختهای آبی نیز روزبهروز بیشتر میشود. اما در مقابل این مشکلات اساسی، چه پاسخی داده میشود؟
شاهد هستیم که مجوزهای ساختوساز ساختمان های چندین طبقه یکی پس از دیگری صادر میشود. این طرحها اگرچه در نگاه اول نشان از رونق و توسعه دارند، اما بدون توجه به توان و ظرفیت موجود شهری، تنها بر شدت بحرانهای کنونی میافزایند. هر برج جدید، یعنی دهها خودروی بیشتر در خیابانهایی که همین حالا نیز گنجایش آنها را ندارند، و یعنی مصرف آب بیشتر توسط جمعیتی فشرده که شبکهی آبی شهر را تحت فشار بیسابقه قرار میدهد.
در این میان، اقدام دیگری که مانند قطعهای ناجور در این پازل به نظر میرسد، احداث شهر بازی جدید است. بیشک وجود چنین فضایی برای تفریح خانوادهها مفید است، اما سوال اساسی اینجاست: آیا این پروژه با مطالعهی دقیق بر روی اثرات ترافیکی و زیرساختی آن انجام شده است؟ به نظر میرسد هدف اصلی، جذب گردشگر و مردم از شهرهای اطراف به گرگان است، اما آیا برای حجم عظیم خودروهایی که در پایان هفته ها و تعطیلات به سمت این شهر بازی سرازیر خواهند شد، فکری شده است؟
جادههای دسترسی به این مجموعه آیا ظرفیت این بار ترافیکی جدید را دارند؟ آیا پارکینگهای کافی برای این مهمانان ناخوانده پیشبینی شده است؟
به نظر میرسد یک ناهماهنگی خطرناک در مدیریت کلان شهر گرگان در جریان است: از یک طرف با صدور مجوزهای بیضابطه برای ساختوسازهای بلندمرتبه، جمعیت ثابت شهر را به شکلی انفجاری افزایش میدهیم و از طرف دیگر، با ایجاد جاذبههای گردشگری بدون پشتوانهی زیرساختی، جمعیت متغیر و عظیمی را به شهری که در حال حاضر نیز در مدیریت ترافیک و خدمات خود ناتوان است، فرامیخوانیم.
این نوع نگاه جزیرهای و سلیقهای به توسعه، در نهایت نه تنها رونقی به ارمغان نخواهد آورد، بلکه کیفیت زندگی را برای همهی ساکنان گرگان پایین خواهد آورد. زمان آن رسیده که شهرداری و تمامی نهادهای تصمیمگیر، نگاهی سیستماتیک و همهجانبه به توسعهی گرگان داشته باشند. توسعهای که پایدار باشد، نه شتابزده؛ توسعهای که مبتنی بر واقعیتهای موجود شهری باشد، نه آرزوهای محال روی کاغذ.
آیندهی گرگان به برنامهریزی دقیق، هماهنگی بین دستگاهها و اولویتبندی صحیح نیاز دارد. اولویت امروز، احتمالاً نه ساخت برجهای بیشتر و نه جذب بیرویهی گردشگر، بلکه ساماندهی ترافیک، تقویت زیرساختهای آبی و حمل و نقل عمومی است. تنها در این صورت است که میتوان به توسعهای واقعی و بهبود کیفیت زندگی در این شهر زیبا امیدوار بود.