MIKHAK_sefid·۷ ساعت پیشبید مجنونبرای گین عزیز:کشیده شدن عصایش روی زمین سکوت دنیای مردگان را برهم میزد...لنگان لنگان بین گورهای خاکی قدم میزد،موعد قرارش فرا رسیده بود...عزر…
فرشته سنگیان·۲۱ ساعت پیشعشق، شهر بی دفاععشق، شهریست که در آن تمام دلدادگان از شوریدگی و شیدایی ناتمام خود سرودها سر می دهند و هر دم، شررها و نورها از سوز دل شان برمی خیزد!در شهر ع…
Mehr·۲ روز پیشاصفهان؛ شهرِ تشنهای که ما میشناسیمپل خواجو اصفهانوقتی نام اصفهان را میشنویم، چشمِ خیالمان پر میشود از آبیِ کاشیهای مسجد شیخلطفالله، از طاقهای کشیدهی سیوسهپل، از گن…
Mandana·۴ روز پیشمقتولنمیدونم این موجود دوپا و دو دست با دوتا پستون برآمده تا کجا میخواد با من بیاد کسی که دلم میخواد از مو بکشم روی زمین وسط میدان شهر لختش کنم…
مجید حسنی·۸ روز پیششکافِ بتن و جسارتِ جوانه!مرا دنبال کن... که دنبال تو می گردم...همیشه برایم سوال بود که این گیاه های کوچک، چطور از دلِ آسفالتِ زمختِ خیابان یا شکاف بتن های سختِ پی…
مهدی مهدی زاده·۱۰ روز پیششهر دایره ایمیگویند اگر در شهر دایرهای راه بروی و مستقیم پیش بروی،در نهایت به نقطهٔ شروع بازمیگردی.کسی نمیداند اولین خیابان از کجا شروع شده،چون همه…
nima nozari·۱۱ روز پیشمعرفی رمان شهر؛ روایت سکهای که در فاضلاب افتادیک مرد معمولی در یک کافه با یک سکه نشسته و تصمیم میگیرد شیر یا خط بیاندازد تا قهوه بخورد یا به خانه برود.اما سکه از دستش میافتد. به پای…
nima nozari·۱۱ روز پیششهر/بخش 1/داستانک 1/شیر یا خطدر کافه بغل محل کارم نشستهام. امروز برای کار نیامدهام. در شهر دور میزدم و میگشتم که راهم به اینجا خورد و تصمیم گرفتم در کافه بنشینم. بوی…