جوراب های مهد دختر کوچولو را می شورم
به پوشیدن بعضی از لباس ها مصر است ، طاقت ندارد لباس ها جمع شوند و ماشین لباس شویی روشن شود
یکی دیگر از خصوصیت های این گروه سنی است
این هم می گذرد
در آینه به خودم نگاه می کنم
موهایم بلند شده است
موهای بلند خرمایی ، که در لا به لای آن رشته های سفید خودنمایی می کنند
حجم موهای سفید در شقیقه هایم بیشتر از گذشته است
در آینه به خودم نگاه می کنم
گویی در میان هیاهو زندگی دست از جستجو برداشته بودم
چندین سال به دنبال خودم می گشتم ، گمشده بودم
به دنبال موهای بلوند ، که گاهی بلند و سشوار کشیده بود و گاهی کوتاه و حالت دار
به دنبال گوشواره های کوچک و بزرگ که با هر لباس تغییر می کردند
به دنبال انگشتان پر از انگشتر ، که هر کدام به یک معنا بود
به دنبال لنز های خاکستری و سرمه ای
چه شد دست از همه آن ها کشیدم؟
در آینه به خودم نگاه می کنم
ازدواج...
آنچه که مرا از نوجوان پر شور و با اعتماد بنفس درونم دور کرد
آنقدر دور که هر چه گشتم دیگر پیدایش نکردم