Dast Andaz·۱۴ ساعت پیش۱۰_۱۰_۴_۱۴۰۵در این متن دربارهی ده نویسندهی ویرگولی و ده یادداشت ویرگولی نوشتم.
Void viper·۱ روز پیشچهل تیکه شماره ۲ساعت ها می نشینم و با جدیت و تمرکز به حرف هایی فکر می کنم که هیچ وقت قرار نیست بزنم .می دونستی پیام هایی که حذف کردم و هیچ وقت برات ارسال ن…
Nia·۱ روز پیشمن برگشتم چارلی.چارلی عزیزم، از اولشم بهت گفته بودم خیلی از کارهام رو نصف و نیمه رها میکنم و ناپدید میشم. پس امیدوارم خیلی تعجب نکرده باشی از اینکه یک دفعه…
هانیه براتی·۱ روز پیشماهِ ناپیداهمه، ماهِ کامل را دوست دارند؛ اما کمتر کسی، ماهِ ناپیدا را به یاد میآورد. روایتِ شبهایی که هنوز در آسمانی، اما دیده نمیشوی.
هانیه براتی·۱ روز پیشمیراثِ اضطراباضطراب، تنها میراثی بود که بیهیچ تردیدی به من رسید. و من بزرگ شدم با دستانی که همیشه کمی میلرزیدند... حتی وقتی چیزی برای ترسیدن وجود نداش…
SamsepiOl·۲ روز پیشبدرودنوشته قبلی ، تصمیم به مطرح کردن درخواستم کردم و در نهایت متوجه شدم بدبینی من نسبت به دنیای اطرافم ، همان عینک واقع بینی ام است.درخواستم به…
TARA·۲ روز پیشسایه و نور؛ وقتی شب، قصهی طلوع را میخواند.سکوت، پهنهی آسمان را در برگرفت. سیاهی مطلق بر سرتاسر جهان پرده کشید و نقطه های نورانی از اعماق تیرگی درخشیدند. آنگاه، شب خلق شد. شبی که بر…
همزاد مه·۲ روز پیشویرانه های برگزیدهمن غرق شده ام . در دنیایی مصیبت زده با زندگی ای نا آرام. بیزار از هر چه امید و انسان امیدوار است. آنها همیشه در تلاش اند تا بگویند « بهتر م…
یارا·۲ روز پیشجهانی که با من خواهد مرد ؛از آدم ها متنفر نیستم. از این دروغ مسخره متنفرم که اسمش را "شناختن" گذاشته اند.کدام شناخت؟تو حتی از خودت هم خبر نداری. صبح از خواب بیدار…
مهدی مهدی زاده / قوے سیاه·۳ روز پیشدلنوشتهخستهام.از دنیا و آدمهایش.از فکرهایی که مثل خوره به جانم افتادهاند و لحظهای رهایم نمیکنند.از مردم این شهر که انگار جز منفعت، چیزی نمیف…