ویرگول
ورودثبت نام
حسین رضا بیانوندی
حسین رضا بیانوندیبه نام ربّ جان/ هُنَرمَند دَر بَند هُنر/ من مسئول نظرات دیگران نیستم، در اینجا و توییتر می‌نویسم و می‌نویسم....
حسین رضا بیانوندی
حسین رضا بیانوندی
خواندن ۲ دقیقه·۴ سال پیش

موضوع انشا: زندگی

به نام خدا
موضوع انشا : زندگی
زندگی بسیار زیباست اما همانند اسباب بازی جذاب و جدیدی است که هر روز به ما، به امانت می‌سپارند.
هر روز یک اسباب بازی جدید برای کودکی خردسال در برابر عالم هستی، تهیه کرده و به او هدیه می‌دهند.
کودک قصه ما بعضی روزها اسباب بازی جدید را دوست دارد و بسیار از بازی با آن لذت برده و گاها اسباب بازی‌اش باب میلش نیست.
هدیه را گرفتم، نشستم لبه‌ی تخت.
هدیه‌ای که امروز به دستم رسید را که باز کردم، چیزی داخلش نبود. با تعجب جعبه را بالا و پایین کردم و دریغ از هدیه‌های روزانه.
حاضر بودم هدیه‌ای که می‌دهند را دوست نداشته باشم اما آن را به من بدهند، زندگی است، شوخی که نیست!
دیگر ناامید شده بودم؛ جعبه را نزدیک تر آوردم تا با دقت داخلش را ببینم شاید کاغذی، چیزی پیدا شود
درست فکر می‌کردم پیدا شد. در آن جعبه خالی چیزی پیدا شد که اصلا فکرش را هم نمی‌کردم.
مرا در خلأ سال‌ها پیش بُرد. زمانش را یادم نمی‌آمد اما خاطراتم فریم به فریم از جلو چشمانم عبور می‌کردند. خاطراتی که صدای خنده و شادی و خوشحالی از را می‌شد در آن‌ها به وضوح شنید.
در حال زندگی در گذشته بودم.
یاد جمله‌ای افتادم که می‌گفتند آدم‌ها با خاطراتشان زندگی می‌کنند اما اکنون من داشتم لحظه‌های شاد و خوب گذشته‌ام را در حال زندگی می‌کردم.
لحظه‌ای چشمم به تصویر خودم در آیینه افتاد.
تصویر مَنِ در آیینه نمایش داده شده با تصاویری که در ذهنم عبور می‌کرد چقدر تفاوت داشت.
انگاری شکسته شده بودم....
بزرگ شده بودم و پوستن دیگر مثل قبل صاف نبود!
چیزی که بیشتر مرا جذب می‌کرد لبخندی بود که بر روی لب‌هایم بود.
من داشتم به خودم لبخند می‌زدم و همه‌ی این ها متعلق به خاطراتی بود که از ذهنم عبور کرد.
آری دلیل تمام این اتفاقات بوی عطری بود که از جعبه‌ی کادو اَم بیرون می‌آمد.
جعبه خالی نبود بلکه سرشار از بوی عطرِ زندگی بود.
انگار امروز میخواست به من بگوید که گذشته زیبا بود، و اکنون خندیدی
پس حال را زیبا بساز تا بعد ها دوباره بخندی....
و این انشا را با بیتی از مولانا به اتمام می‌رسانم:

تا شدم بی خبر از خویش،خبرها دیدم
بی خبر شو،که خبرهاست،در این بی خبری

?️حسین رضا بیانوندی

زندگیعطرلبخندهدیهاسباب بازی
۹
۲
حسین رضا بیانوندی
حسین رضا بیانوندی
به نام ربّ جان/ هُنَرمَند دَر بَند هُنر/ من مسئول نظرات دیگران نیستم، در اینجا و توییتر می‌نویسم و می‌نویسم....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید