
صبح زود بود. باران تازه بند آمده بود و زمین هنوز بوی رطوبت میداد.
پسر جوانی با کفشهای گِلی از مسیر خاکی بالا میرفت. هر قدمش سختتر از قبلی بود، اما لبخند از چهرهاش نمیرفت.
مردی از بالای تپه فریاد زد:
ـ پسر! چرا از این مسیر میری؟ اونور جاده آسفالته!
پسر گفت:
ـ میدونم آقا، اما اون مسیر منو به مقصد نمیرسونه... فقط راحتتره.
سالها بعد، همون پسر در جلسهای بزرگ سخنرانی میکرد. پشت سرش تصویری از همان تپه بود و رویش نوشت:
> «راه آسان، همیشه به جایی که باید بری نمیرسه.»
💬 پیام:
گاهی سختی مسیر، نشانهی درسته.
تلاش یعنی انتخابِ راه دشوار وقتی همه مسیرهای راحت
جلوی چشمته.