بله از تقریبا سه چهار سال که اینجام ،امشب به عجیب ترین اتفاق ممکن بر خوردم و واقعا هیچ ایده ای ندارم ولی یه حس مزخرفی دارم که نمیدونم چیه ،شاید ترس شاید تعجب شاید هم کنجکاوی راجع به اکانت های عجیب و شبیه به هم که هر شش تاشون جز دنبال کننده های من هستند و در کمال تعجب هیچ دنبال شونده دیگه ای جز من ندارند و هیچ دنبال کننده ای هم جز من ندارند..
این اکانت ها چون خیلی شبیه هم بودند من فکر میکردم که یک نفره که مدام میاد و میره ولی امشب که داشتم دنبال کننده هام رو چک میکردم به پنج شش تا اکانت شبیه به هم برخوردم و یه لحظه واقعا تعجب کردم ..
نمیدونم کی هستی خواهر یا داداش گرامی و تا الان هم هیچ کانتی ازت دریافت نکردم و همین ناشناخته بودنت ترسوندتم، حتی ممکنه با یه اکانت دیگه هم من رو فالو داشته باشی که شبیه بقیه نباشه و الان این متن رو بخونی . اصلا نمیفهمم هفت از این کار چی میتونه باشه شاید آشنا باشی که بعید بدونم چون فقط نازنین از این که من یه جایی که نمیدونه کجاست مینویسم خبر داره و اصلا فکر نمیکنم اینجا رو پیدا کرده باشه و حتی اگه پیدا هم کرده باشه تا الان بهم میگفت پس تو آشنا نیستی ولی کی میتونی باشی رو نمیدونم ... برام سواله که هفت از این کار چیه ؟
به هر حال من همه آن اکانت های مشکوک رو بلاک کردم ، یه درصد هم ممکنه آن ها متعلق به چند نفر بوده باشند که به نظرم بعیده ،ولی اگه باز هم داری متن رو میخونی بدون هیچ ازت خوشم نمیاد ...
بچه ها کاش کامنتها باز بود تا نظراتتون رو میگفتید من واقعا کنجکاوم راجع به این قضیه و تا به حدی هم ترسیدم ، شاید خنده دار به نظر برسه ولی اینکه تا الان این قضیه رو متوجه نشده بودم روی اعصابمه ....

نمیدونم واقعا ، ولی انگار ویرگول کم کم نه تنها ویژگی خوبی بهش افزوده نمیشه بلکه داره ترسناک هم میشه ....
شاید هم بنده خدا فقط خواسته تعداد فالوور های من رو بالا ببره ، به قول یه بنده خدایی نیمه پر لیوان رو ببینم بهتره 😂😂
هیچوقت به اندازه الان محتاج خوندن کامنت هاتون نبودم :(
پست موقت ـ ممکنه بعد از این پست آقا یا خانم m-عدد بیاد سراغم و کارم رو یه سره کنه پس حلالم کنید ،ممنونم از اینکه نوشته هام رو خوندید و برام کامنت گذاشتید بدونید خیلی دوستتون دارم و دعا کنید این پست آخرین پست زندگیم نشه 😂😂 شوخی میکنم این جناب m اینطور که من شناختم فردا با یه اکانت دیگه برمیگرده 😂 کاش میشد یه جوری نظراتتون رو بهم برسونید
کاش ویرگول گیر نده به این نوشته ...
حنانه /بیست و نهم فروردین چهارصد و پنج